مطلب زیر از جمال ثبت شده در قسمت نظرات مطلب "اخراجی ها " نوشته مصطفی
... نوروز امسال از حسن اتفاق آقای دژکام را روز سیزه بدر دیدم. بحث به مشکلات جهرم کشیده شد و یکی از صحبتهایی که ایشان کردند این بود که در جهرم متاسفانه اگر چند پولدار را جمع کنيم و تشویق کنیم که بیایند سرمایهگذاری کنند تا وضع اشتغال بهتر شود عدهای مخالفت میکنند که باز میخواهید به پولدارها و مستکبرها میدان بدهید.
یکی از دوستان که حاضر بودند و هم کمی حاضر جواب، گفتند حاج آقا این میوه درختی است که بذرش را خودتان کاشتید. البته ایشان جواب دادند که خیر این تفکر میراث چپیها است نه روحانیت.
خب این سنت حذف و چرخه اخراج هم صد البته که سنتی چپی و مارکسیستی است. اما باید قبول کرد که در ذهن و روان ما ایرانیها خوش لانه کرده است و همه ما در تکرار این چرخه معیوب و حذفهای مکرر مقصریم. در تصدیق این مدعا همین بس که عمدتا در کارهای گروهی ناموفقیم و کمتر شراکتی است که دست آخر به تلخی به انتها نرسد ونيزهمین که میگویند اگر شراکت خوب بود خدا برای خودش شریک می گرفت.
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز و ز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست
چون نیک نگهکرد و پر خويش بر او ديد گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست
