همیشه برای من نوشتن در باره برادر ودوست بسیار عزیزم محمد شهامتدار سخت بوده است.داستان محمد داستان سهل ممتنع است.یعنی با اینکه او بسیار عادی و خودمانی و خاکی بود ولی درعین حال دست نیافتنی هم بود ازاین رو زوایای پنهان فراوانی داشت.بیشترین دوران نزدیکی واشنایی من با او شروع تحصیلات مشترک دانشگاهی در مجتمع اموزش عالی قم در سال1368 بود که شعبه ای از دانشگاه تهران محسوب میشد . روحیه روحانی و طلبگی او بیشتر از من بود.وقتی در مدرسه امام محمد باقر علیه السلام به دیدن ما یعنی من و اقای خادمی می امد خیلی زود با دوستان ما گرم میگرفت.از همین رو خبر فوتش برای بسیاری از دوستان سخت بود.من در برخورد با محمد خیلی زود به نقاط ضعفم پی میبردم.این امر نه صفت او بلکه صفت همه کسانی است که دارای باطن قوی هستند.شاید برای عده ای باورش مشکل باشد ولی در نظر من محمد یکی از حجت های من در مناسبات سیاسی بودحمایت او از یک اندیشه در اوج خلوص و پاکی که داشت دلم رامحکم میکرد.طهارت درونی او من را امید وار میکرد و انگاه که در کنار صفای درونش معرفت و روشن ضمیری واگاهی میدیدم از این که با اودوستم احساس لذت میکردم.یادش به خیر چند روزی قبل از دوم خرداد 1376 به اتفاق هم به دیدار اقای دکتر افتخار جهرمی رفتیم حرف های زیادی زده شد.وقتی بیرون امدیم یک دنیا امید و نشاط و سر حالی بود و شروع کرد لیستی از افراد جهرمی را در اورد که بیا بریم به اینها سری بزنیم.محمد هیچگاه از جاده انصاف خارج نشد.ودغدغه های اجتماعی سیاسی او اصول اخلاقی اش را از بین نبرد.همین جا از برادر عزیزم علی اقای شهامتدار عذر میخواهم که در همکاری با او در وبلاگ محمد کوتاهی کردم.امید وارم این چند سطر شروعی باشد برای نوشتن های بعدی.درود و رحمت خدا بر او وپدرش.و صبر واجر از ان مادر و همسرش باد

نظرات (۷)
آقا مصطفی بدون تعارف من از هر دو یاداشت اخیر شما لذت بردم .
ارسال شده توسط مهرداد | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۲۰:۱۸
ضمنا موفقیت شما را در آزمون دکتری تبریک می گویم و آرزوی سعادت و کامیابی دارم
ارسال شده توسط مهرداد | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۸:۲۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۲۰:۲۱
اقا مهرداد نظر لطف شماست.در ضمن من فقط به مصاحبه دعوت شدم نتیجه قطعی هنوز اعلام نشده
ارسال شده توسط میراحمدی زاده | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۲۳:۳۴
باسلام و تشکر از یادآوری خاطره محمد . نوشته جالب و دقیقی بود آقای میراحمدی.این حجت بودن او که گفته اید نکته ای است که از دیگران هم شنیده ام و گویا این ارتباط را محمد با خیلی ها داشت...روح او شاد
موفق باشید و به امید دیدار
ارسال شده توسط علی | ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۸
باسلام و تشکر از یادآوری خاطره محمد . نوشته جالب و دقیقی بود آقای میراحمدی.این حجت بودن او که گفته اید نکته ای است که از دیگران هم شنیده ام و گویا این ارتباط را محمد با خیلی ها داشت...روح او شاد
موفق باشید و به امید دیدار
ارسال شده توسط علی | ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹
با سلام خدمت آقا مصطفي و دوستاني كه اين مطلب را مي بينند من هم از اين فرصت استفاده مي كنم كه "ياد محمد براي كساني كه او را مي شناختند هميشه زنده است"
ارسال شده توسط حميد | ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۴۲
با اينكه من ايشون رو نمي شناختم ولي از اين نوشته ها بر مي ايد كه انسان والايي بودن.من نيز به نوبه خود به اين آزاد منشي و تقوي احترام گذاشته و براي خانواده ايشان از يگانه عالم صبر آرزومندم.
ارسال شده توسط كيانا | ۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۱:۳۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۰۱:۳۹