|  صفحه نخست |  ورود اعضاء |  آرشيو   |   تماس با ما درباره وبلاگ |

« یادش بخیر | صفحه اصلی | مهر ورزی با سنت در تکریم اعتکاف »

شهریست پر کرشمه/ یزد به جهرم

*سالی یکبار به جایی برو که پیش تر هرگزدر آنجا نبوده ای* ( 1)

 

       امسال عید ما راهمان را کج کردیم و از مسیر یزد به جهرم رفتیم .اولین سفر من به یزد بود .یزد برای گردش و مسافرت بنظرم حرف ندارد. ما 24 ساعت بیشتر توقف نداشتیم اما تا 2 روز دیگر هم میشد ماند و به جایی نادیده برای گردش سر زد . آثار گردشگری آنجا از دست تخت جمشید و پاسارگاد نبود و یا نمونه مسجد جامع نمونه فراگیری در بین آثار از نظر عظمت و شکوه نبود.بر خلا ف انتظار ظاهرا اثری از قبل اسلام زرتشتیان باقی نمانده بود.اما وقتی به موزه آب و یا خانه لاری ها میروی و انتطارت برای دیدن آثار باستانی و یا مربوط به سده های پیش برآورده نمیشود اصلا گمان نمی بری که یزدی ها سرت کلاه گذاشته اند و بعکس لذت و حظ می بری .شاید پاسارگاد و از این دست ترا بفکر فرو برد و یا مبهوت عظمتشان شوی. اما آن لذت و طعم زندگی که من در موزه آب و خانه لاری ها دیدم هیچیک در پاسارگاد خودی نشان ندادند.گویی آنها عظمت و پرسش هایی گنگ ، ناآشنا و غریب و دورند و اینها به اندازه زندگی به تو نزدیک .اصالت و سخت کوشی و زییایی ملیح و موقر همراه با سادگی در کاه و گل و خشت ترا بوجد می آورد حتی آن دهلیز مسجد جامع که ترا به عمق زمین می برد و در نگاه اول خوفناک بنظر می رسد و هر لحظه انتظار میکشی که افعی غول پیکری فوره کشان از دلش سر بر آورد و در یک آن ببلعدت ( 2) و یا در میانه رااز محلات یزده پله طولانیش تصور عظمت حجم خاک و گل بالای سرت بترساندت بعد که به آب میرسی و حیات و زندگی را در صورت تو انعکاس می دهد آرام می گیری و تحسین سخت کوشی برای رسیدن به آب و زندگی. یزد شهر کویریست و جهرم گرچه کویری نیست اما شاید بدلیل طبیعت گرم و داغ هر دو مشابهت هایی بسیاری را میتوان در آنها دید. شاید کاه و گل و طاق های قوسی جزو معماری کهن قسمت وسیعی ازایران باشد که جدای از ویژگیهایش تا کنون در یزد باقی مانده و حتی میتوان در شهری چون تهران در کوچه و بازارچه های قدیمی هنوز اثری مانده از آنها دید.اما بنظرم میرسد که ویژگی آب و هوایی این دو منطقه مذکور از نظر بنا ویژگی ها و مشابهت های خاص خود را دارند .کوچه های محله کنار زندان سکندر مرا به یاد سابات های خودمان در محله هایی چون مسجد نو و گازران انداخت با این تفاوت که آنچه یزد را منحصر کرده ماندن و اصرار بر حفظ سنتهای نیکی از این دست بوده است البته ناگفته نماند صحبت از مشابهت است ورنه به انصاف فاصله میان این دو بسیار است .اما به معنی نداشتن نیست ؛ در مقام قیاس می گویم . ما نیز فراوان داریم اگر همچنان به کشتن ادامه ندهیم و در عوض دست به احیا و جذب میهمان زنیم . من با این سنم در جای جای یزد احساس آشنایی و نزدیکی داشتم .آب انبار ها ( 3) .مقنیان و چرخ های چاهشان . چرخ های چاه آب ،قنات ،بادگیر( 4) و ...حتی این آشنایی را در خلق و خوی مردم نیز بوفور دیدم . فراموش نمی کنم پیرمرد کاسبی که با ترشرویی و نهیب اما دلسوزانه مرا از افتادن در جوی خیابان باز داشت و خنده و لذتی شیرین را در دل من شکفت در نیمه جانی آمده از شهری که همه با هم غریب و بیگانه اند .مانند خنده مسافری که در دورست هاله ای از شهر خویش می بیند و یا شوق دیدن زندگی و حرکت در بیمارعزیز مرده پنداشته! .( 5)

 

یزد خانه اسناد


مرد مقنی

یزد خیابان

 

یزد صنایع دستی

جهرم شهرداری

پی نوشت: ( 1) دستورگانی برای زندگی از دالایی لاما ( 2)قبل از آن بنظرم به دیدن نمایشگاه مار و افعی رفته بودیم . ( 3) من آب انبار( محله؟ )سید قطب الدین را بخوبی بیاد می آورم که تا همین پیش از این آدرسی در جهرم بود: آب انبار ( 4) بنظر میرسد وجود بادگیر در جهرم مخصوص طبقه متمول شهر بوده است .بر خلاف یزد که همگانی و نهادینه در همه اقشار بوده .البته بر اساس نگاهی چندان جستجو کرده نمیگویم .من بادگیرهایی که در جهرم دیده ام کم تعداد و از لحاظ بنا بالاتر از قدرت طبقات پایین و متوسط بوده است و بنظرمیرسد کار معماران غیر بومی بوده است .اما در یزد همه گونه دیده میشوند. ( 5) اگر این مطلب توصیه و پیشنهادی برای شهرمان در جهت فرهنگ ، ظاهر ، کارآفرینی و ساخت و سازو جذب گردشگر داشته باشد آن حفظ واحیای سنت های نیک و الگو برداری از شهری چون یزد است.نباید جهرم چون دهستانی شهر شده جلوه کند که هر دوره ای بر آن بزکی به ذوق خویش افزوده باشند و آنچه نمایان کند روستایی شهر شده باشد خالی از گذشته و مملو از بزک های کلیشه ای که بر وی جلف آیند .جهرم خالی از هنرمند و اهل ذوق و هنر نیست جای تاسف است...

/

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.weblog.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/161

نظرات (۲۳)

كيانا:

بانظرشما موافقم.
اينم خوبه بدونيد كه از نظر آموزش و پرورش نيز در ايران مقام اول رو داره.
آمار طلاقم در اين شهر بسيار پايينه.
به نظر من اون اتحاد وهمبستگي كه مردمش دارن عامل موفقيت شونه.
شهري در دل كوير.
با بادگيرهاي تاريخي و لمس شنهاي داغ و اون لهجه زيباي يزدي ،همگي
لطافت خاص خودش رو داره.

سید:

آقا مهرداد سلام
صبح دشتو پسین مسجد نو
سر سد نشستن به ز کاخ کیخسرو

مهرداد:

واقعا احمد آقا....خیلی عالی و با حال بود ...ثبتشون می کنم

یزد شهری زیبا موفق و دارای مردمی فهیم آگاه و متمدن هست من دوستان یزدی یهچند تایی دارم که پشتکار و افکار محکم و صری خاصی دارندکه اگر این نوع مرام در همه ایرانیان نقش می بست خیلی از مشکلات حل میشد همین جهرم مردم در ارائه نظرات و برای همیشه در شک و تردید هستن یعنی بهشون قبولندن متاسفانه اما یزدی ها همیشه قاطع و محکم هستن

مهرداد:

آسيد علي لابد يكيش همين سيد محمد خودمونه!

ایشون کجا من کجا یکیش خواهرزاده ایشون هست و چند تایی هم روزنامه نگارهستن اما نظر رو جواب بدین خوب شبیه اتاق گفتگو

محسن :

مهرداد جان خدا قوت :کاش برای مسافرت شما به شهرهای دیگه هم سفرنامه می نوشتی جالب بود .

شاد باشی

مهرداد:

سيد علي كاري به دوستات ندارم گفتي يزدي ها فلان و فلان گفتم لابد يكي از كساني كه بايد اين خصوصيت بهش بخوره ايشانه ديگه موفق باشيد ;)

مهرداد:

بعد سيد علي جان بالا غيرتا اين نعره ها و ايميل ها و پسغام و پيشغام ها يك جوابي داره: ..نه ...بله..ممنون صرف شده ...ميل ندارم ...قبول داري رييس ؟

مهرداد:

سيد محسن عزيز نظر لطفته عزيز !
اين را از اين بابت نوشتم كه احساس كردم حرفهايي براي مقايسه و يا طرح مسائل شهرمون در آن وجود داره /ببش از اين به ما سر بزن /سلام برسانيد به اهل خانه و محل

سلام خيلي براتون خوشحالم و واقعا لذتي رو كه برديد لمس مي كنم

سید علی:

خوب به روز شدن سایت شما که جوابی نداهر بعد هم چشم از این به بعد راستی شما یه میل برای وبلاگ بسازید با اون میل بزنید بهتر نیس اتاق گفتگو هم نیاز به تبلیغ بیشتری داره

محسن :

مهرداد جون جداکیف کردم به این خاطر گفتم از سفرهای دیگه هم بنویس شما سلام برسانید

mehrdad:

سلام /علی آقا بیخیال/محسن جون ممنونم /در مورد ایمیل های اطلاع رسانی سایت باید بگم همه اونا از طرف سایت ارسال میشود اما شما به اسم و ادرس نویسنده مطلب می بینید /ممنون

علی:

سلام. کم پیدایی مهردادجان!

mehrdad:

سلام علی جان هستم در خدمتم سلام برسانید

سلام
مهرداد 2 نکته به نظرم امد یکی اگر اشتباه نکنم منطقه ابچک که مکانی کوهستانی نزدیک تفت و مقدس و آیینی برای هموطنان زرتشتی است
و دیگری مسجد جامع یزد که راهنمایی برای ما میگفت 30 سال است روی ان تحقیق دارد و همچنان محو ان است _ بنام فاضل زاده _ و در سقف گنبد 110 علی بخط کوفی در دوران تسلط اهل سنت ایجاد شده دوران رافضی کشی

mehrdad:

به یا الله جناب رامشخواه ! رسیدن بخیر

mehrdad:

دوستان برای آقای مهدی ساعدی دعا بفرمایید !

ایشان در بیمارستان بستری هستند .

به روزم تشریف بیارین آدی.

مهدی:

فروردین 85 بود که رفتم یزد چیزهای زیادی از خصلتهای یزدیها شنیده بودم اگرچه شاید چهار روز ماندن در میان مردم یزد کافی نباشه ولی همین مدت کم هم میتونه ما را به نتیجه برسونه که که یزدیها خیلی خوبند میگم خوب چون فکر کنم بهترین کلمه در مورد یزدیها همین باشه من تو این چهار روز نه بد اخلاقی از این مردم دیدم نه عصبانیت نه ناهنجاریهای اجتماعی نظیر اعتیاد تکدی گری فالگیری نه کودکانی که کار میکند و نه حتا بدحجابی از نوع تابلو آن ( فقط کافیه بعد از یزد بلافاصله برید کرمان تا مصداق کامل ناهنجاریهای اجتماعی را ببنید )وچیزی که به نظر من یزد را بی مانند میکنه سعه صدر و احترام مردم به دین مذهب و عقیده هم است نیازی به توضیح نیست که در این شهر یهودی زرتشتی سنی و شیعه در کنار هم و با آرامش زندیگی میکنند همشونهم معبد و کنیسه ومسجد دارند بذارید یک خاطره بگم یک شب ساعت 12 شب قصد کردم برم مسجد جامع درب مسجد بسته بود داشتم بر میگشتم در همان خیابان ورودی مسجد از یک خانه صداهای عجیب میامد دقت کردم دیدم تعداد زیادی توخونه بودند که یک ورد میخوندند متوجه نشدم فقط بالای سر درب خونه نوشته شده بود که خونه متعلق به زرتشتیهاست از مغازهایی که باز بود سوال کردم که گفتند اینجا یکی از جاهایست که زرتشتیها جمع میشند وهر شب دعا میخونند و مراسم برگزار میکنند میگفتند هر چی یاد داریم این خونه با همین وضعیت بوده از خود خونه هم میشد فهمید که خیلی قدیمیه. باور میکنید در صد متری مسجد جامع کاری به این ندارم که اول مسجد بوده یا این خونه مهم اینه که این مردم با سعه صدر کامل تونستند در کنار هم باشند حالا در نظر بگیرد در شهر جهرم قراره سنیها در چند کیلومتری جهرم مسجد بسازند چه بلوایی میشه خیلی خوب به یاد دارم فکر کنم هفت هشت سال روزی که در در جایگاه نماز جمعه قبل از نماز عید فطر یکی از این شیعیان که رگ گردنش از عشق به تشیع متورم شده بود داد زد ایها الناس سنی ها میخوان در جهرم مسجد بسازند وای بر ما شیعه در خطر است نگذارید و قس علی هذا بگذریم انشاله زیارت یزد نصیب همه بشه عزت زیاد

م:

به ما هم سر بزن از جهرم دوستا خوشم میاد
www.jahrommiras.blogfa.com

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۲۹ بֽظֽ ارسال شده است.

:نوشته قبلی یادش بخیر

:نوشته بعدی مهر ورزی با سنت در تکریم اعتکاف

در صفحه اصلی با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.