|  صفحه نخست |  ورود اعضاء |  آرشيو   |   تماس با ما درباره وبلاگ |

« شهریست پر کرشمه/ یزد به جهرم | صفحه اصلی | تهران تهران »

مهر ورزی با سنت در تکریم اعتکاف

سلام

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد    وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

این کشف نوینی است که از یکسال زندگی نوینم در رباط کریم آموخته ام و آن احترام به سنت است سنتها سرمایه ارزشمند و گرانبها و میراث چندین و شایدچندصدمین هزاران ساله آدمیانند که نوشتار را بی مناسبت ندیدم در احترام و تعامل با سنت بنویسم من در نقد سنت بارها نوشته و بسیار گفته ام و گفتار امروز اگر چه نافی گفتار های پیشین نیست اما برای من احترام و پاس و سپاس توام با نقد حکیمانه سنت که نشاط آدمیان و آرامش و معنای زندگی را بیشتر میکند نوعی کشف نوین محسوب میشود من با خوانش ایدیولوژیک سنت چنانکه شریعتی رفتار میکردمخالفم که معجون اسلام نامهربان بنیادگرا نمونه ای از آن است من همچنین با نفی سنت و دلدادگی بی قید وشرط به علم و تکنولوژِ و اجرای مو به موی دستورالعمل های پزشکی که هر روز سازی نو مینوازد که گاه به خوردن و گاه به پرهیز توصیه می نماید ایمان ندارم چه تحقیقات ثابت کنند و چه ثابت نکنند آبگوشت را بر سوسیس کالباس ترجیح میدهم و سوای هویت حرفه ای ام بعنوان روانشناس لالایی مادران و خواب بر زانوان در نوسان مادر را برای کودکان بر گهواره ها توصیه میکنم و خواب به شیوه سنت را عمیقتر و کم استرس تر می خوانم در این باره باز خواهم نوشت اما اعتکاف و استقبال جوانانمان از این سنت زیبا مرا واداشت تا به احترام سنت و تکریم اعتکاف که نوعی تعامل و معنا بخشی به هستی و رابطه خود با آن است قلمی بزنم در روزگارانی که هدیه مدرنیته برای جوانان ما کراک است ونیز یادی کنم از اندیشه برادرم فتاح که میگوید راه معرفت از رستگاری سواست و دین برای رستگاری آمده است و برای رستگاری حد اقلی از معرفت و نه بیشتر کافی است و من می اندیشم زندگی در چارچوب سنت به آرامش و رستگاری نزدیک تر است یا در دنیای مدرن و پسا مدرن ..........؟

/

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.weblog.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/170

نظرات (۱۰)

علی:

سلام آقاذبیح.از نوشته ات واقعا لذت بردم . مثالهایی که از ترجیحت در بعضی از انتخابها بین زندگی سنتی و جدید آورده ای ،ضمن اینکه مورد تاییدند، شاید بیشتر برمقبولتر بودن بقائ بر سنت درمقایسه با اقبال به مدرنیسم، در این نوشته اشاره دارند.علیرغم همه اینها،یک نکته بنظر من در این نوشته میاد:
یک اشاره صرف به مسئله کراک بعنوان محصول مدرنیته، فاکتور گرفتن از بقیه جنبه های احیانا مثبت مدرنیسم در زندگی بشر امروز بنظر میاد که شاید نتیجه گیری و جواب به سوال را از همون اول به نفع سنت تمام بکنه .سوال آخر نوشته ،سوال قابل توجه و بااهمیتی هست که بنظرم برای جواب مناسب و متعادل به اون ، لازمه بعضی جنبه های مثبت مدرنیته هم مورد توجه قرار بگیره... ممنون

مهرداد:


دوستان برای آقای مهدی ساعدی دعا بفرمایید !

ایشان در بیمارستان بستری هستند .

مهرداد:

ذبیح جان اون جمله های عمیق نقل قول آخر که انگار حرف خودت هم بود یک شیرینی و حلاوتی درش بود .اما تاملی میخواد و باید بیشتر روش فکرکنم
کاش فتاح اینجا می نوشت

علی جان و مهرداد سلام
1_ تاکید من در این نوشتار بر وانهی سخاوتمندانه سنت و پذیرش ساده لوحانه مدرنیته است امری که در جامعه ما رایج است مثلا به گفته یکی از اساتید تغذیه غذای ابگوشت حداقل در یک بازه زمانی 2500 ساله ازمون و تایید شده است در حالی که مثلا پیتزا یا چیز برگر هنوز در مرحله ازمون است این مقایسه در مورد اشتغال زنان مهد فرستادن کودکان کلاسهای با فشار قوی در تابستان برای بچه ها استفاده بی رویه از ابزار دیجیتالی در مقایسه با روشهای سنتی قابل بحث است درباره اعتیاد نیز بیان کنم معنا خواهی و خود تخریبی بخشی از پدیده های مدرن از دید من است که از این منظر اعتیاد پدیده ای مدرن و متفاوت با اشکال سنتی ان است در همین مثال هم تریاک زمینه ساز ایدز نیست در حالی که کراک یا هرویین هستند.... پرسش من واقعی است و نوشتار در پی پاسخ دهی نمیباشد
2- ایده پایانی نقل شده ایده فتاح و ایده نویی است او همچنین به تفکیک های تکوینی و تشریعی در رابطه انسان با خدا قائل است که از منظر دین پژوهی بسیار نو است ولی من علیرغم وامداری به برادرم و استفاده از دریای معرفت و اعماق اندیشه اش بیشتر جوینده ام و مرزهای معرفتی ما کمرنگ نمیباشد...............امیدوارم فتاح به جمع ما بپیوندد که هر چند بعید است اما دعوت شفاهی و مستقیم مهرداد بی اثر نمیباشد................

مهرداد:

-بسط آن جمله اول ذبیح: بدون به میان آوردن نام سنت و وارد شدن به موضوع آن .گاهی من به عمق داشتن پاره ای از اخلاقیات و اعتقادات و حتی آداب در دل تاریخ فکر کرده ام و گاهی به خود و یا این و آن در دل برای نفی بعضی از آنها خندیده ام که بی توجه گاهی بدنبال خوابی شبانه که در دل وحی میشود زمین و زمان و گذشته را بدون واکاویدن سوابق انکار می کنند.این نزاع گاهی برای من مانند روبرویی پیرمردی به سن و سال تاریخ وطفلیست صغیر که در پی آموختن تجربه دنیا به پیرمرد است .بنظر من این نگاه حتی به بعضی ایدئولوژی های غول پیکر هم صادق است .
-علی جان در مورد کراکی که ذبیح گفت من گاهی به سخت گیری و اعتراض و نقد این و آن و انکار نمی کنم خودم به بعضی از آداب مذهبی که بنظر قشری می رسند و در میان بسیاری از جوانان رواج دارد فکر کرده ام.زوایایی از آن نقد ها خاصه آنها که به خود دین می اندیشند قابل تامل و درست است .قسمتی دیگر به مغایرت آنها با تجدد معقول و امروزی اشاره دارند .حرف من این است که من این اعتراضات را در مورد پاره ای از مظاهر و یا عقوبات مدرنیته نمی بینم اشاره ام به مجالس مضربه سلامت حیات انسانی و جمعیست که در جوانان پشت کرده به سنت ها رواج دارد .در حالیست که اگر به بدبینانه ترین شکل به قشر اول نگاه کنیم در صورتیکه نخواهند به زور در جامعه نهادینه کنند به کسی ضرری وارد نمی کنند اگر چه بگذریم از آنهایی که با همین مجالس به اوج معنوی خویش دست می یازند و عامل دوری ایشان از بدی های اخلاق میشود و به انسانی منزه و پاک و سالم و تندرست بدل می شوند.
- هر گفتاری مطلق نیست و مسئله رااز زاویه ای خاصی می ببیند که با زاویه ای دیگر مغایر است .

سید:

با سلام یاد بادنجان رو بریزه اب ماشکی اب پیازک بادنجون تو تنوری نون کماچ و..... بخیر که این مدرنیته اگر چیرهایی اورد جیلی چیزها راهم ارمون گرفت . دیگر حبری از بوی ابگوشت کلم وقتی مردم ار کار روزانه برمی گشتند و توی پس کوچه ها مپیچید نیست

سلام آدی.
راستش من به اندازه ی شما سواد ندارم ولی از صحبتها و نوشته های شما نویسندگان (وبلاگ دوستان) استفاده می کنم.
به نظر من هم سنت بهتر از مدرنیته است البته سنتهای خوب و نه خرافه هایی که بعضی وقتا ازش به عنوان سنت اسم برده می شه. و همینطور هم برخی قسمتای مدرنیته هم هست که اگه بهتر از سنت نباشه می تونه به ما کمک کنه که از سنت ها در این دنیایی که معلوم نیست رو به کجا دارد بهتر استفاده کنیم. ولی خب از همین مدرنیته میشه مثلا از رایانه اش برای نگهداری و شناسایی سنتهای خوب به نسل امروز و فردا استفاده کرد. و در کل نظر من اینه که اگه سنتها و مدرنیته را در کنار هم بزاریم(البته در هر دو خوبهاش)، سنتها بهتر و بیشتر به ما آرامش روحی و معنوی می ده شاید اینم به خاطر قدیمی بودنمه.
و به نظر من به قول سید عزیز:« بادنجان رو بریزه اب ماشکی اب پیازک بادنجون تو تنوری نون کماچ و بوی ابگوشت کلم .... هرگز قابل قیاس با غذاهای مدرنیته که حتی بعضی ها اسمشو هم نمی دونن نیست. در انتها از تموم نویسندگان این وبلاگ تشکر می کنم.
«ممنون آدی»

علی:

ذبیح جان ممنون از این توضیح. واقعیت هم همین است که جاذبه سنت،در پیوندش با ریشه هاست و ریشه ها البته ماندنی و همیشگی اند.شاید رمز رجعت آدمی به سنت ها،کاویدن و جستجوی خودش هست در زمان و مکانی که خود را به آن متعلق تر می داند تا وضع موجود که ترتیبات ظاهری اش، میان آدمی و گذشته او ایجاد فاصله کرده.سنتها عملا آینه و بازتاب دهنده واقعیت وجود ما هستند و گرایش ما به آن از همین بابت است ...

رها:

حرف اول:سلام.هرچند از زمان این نوشته می گذرد.اما خواستم بگم سنت اعتکاف چیزی خوبی هست اما جوانان ما ایا واقعافقط باید سنت بپزیرند یا نه فلفسفه وجودی سنت اعتکاف؟؟ مهم همین 3 روز هست یا کل سال .وقتی می دونه خودش و بسازه در این اعتکاف خودسازی رو انجام بده حالی سالس یک بار هم برود اتکاف فایده ندارمثل عاشوراست که همه میگند امام حسین تشنه مرد خیلی کم می گند که آزاده شهید شد.حرف آخر:لسفه وجودی مهم است نه سنت

سلام رهای عزیز
از اینکه وقت گذاشتید و مطلب سال قبل را مطالعه کردید ممنونم.
جالب است که الان نیز در آستانه اعتکافیم.بنابر این حسن زمان مطالعه را به فال نیک می گیرم .
بحث من در باره رد وانهی مسرفانه سنت میباشد با این وجود به نظر من هیچ اشکالی ندارد انسان کاری را انجام بدهد که فلسفه وجودی اش را نداند اتفاقا برخی کارها وقتی زیر ذره بین فلسفه می روند زیبایی و نشاط و تازگی و پویایی خود را از دست می دهندو قرار هم نیست تاثیر یک رفتار یا سنت همیشگی باشد مثل یک آهنگ شاد .
البته منتقدین سنت عموما با طرح فلسفه سنتها بدنبال تعیین پایان تاریخ مصرف برخی اعمالند به این معنا که فلسفه وجودی خود را از دست داده اند. که کار خوبی هم هست و100 البته لازم نیز میباشد. اما از آنجا که دنیای آدما دنیای 0 و 1 نیست پس هم پذیرش هم رد و هم نقد هر چیز از جمله سنت امکان پذیر است.
ممنونم از نظرتون.

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ است که در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۲ بֽظֽ ارسال شده است.

:نوشته قبلی شهریست پر کرشمه/ یزد به جهرم

:نوشته بعدی تهران تهران

در صفحه اصلی با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.