|  صفحه نخست |  ورود اعضاء |  آرشيو   |   تماس با ما درباره وبلاگ |

« باز هم یزد/وحدت /همجواری | صفحه اصلی | تهران تهران میراث فرهنگی »

بیاد ..............

    سلام دوستان

نیمه شعبان مبارک

یاد دوران جشن امام زمان یاد عاشقی های نسل امام خمینی ویاد نیمه شعبان شهری که جشن میلاد امام زمان را بربلندای کوهی میگیرند که غاری بر ان بنا شده بنام بنیز

بیاد همه شهدایمان بیاد دوستانمان انها که روی تخت بیمارستانند با قلبی سرشار از امید و  برکت خداوند را میطلبند مگر امام زمان بیخیال مهدی ساعدی میشود که او و مرتضی پایه های ثابت جشن امام زمان کوچه ما بودند که کوچه ما نبود کوچه خودش بود و هر سال شهیدی را از میان بچه های جشن به او و نیمه شعبان و انقلاب و نهضت مهدی تقدیم میکردند من یقین دارم مهدی ساعدی  از روی تخت بیمارستان  به سلامت برخواهد خاست و همه ما را شاد خواهد کرد بویژه مرتضای عزیز

یادی از محمد شهامت میکنم که جایش در همه اعیاد و مناسک مذهبی خالی است بویژه نیمه شعبان

و تبریکی و آرزوی سلامت و موفقیتی برای علی که در آستانه سفر به ایتالیاست که سفرش نیمه شب است پس

...... شب بخیر و نیز سفر سفیر

همه تان را دوست دارم و  این تکیه کلام  مهرداد بصیری است ولی واقعا دوستتون دارم

و.........بیاد هم باشیم در شادی و غم بیماری و سلامت زندگی و مرگ

اخر اگر این بیاد هم بودنها را از زندگی آدمها بگیریم مگر چیزی یا چیز بدرد بخور دیگری برای زندگی میماند.....

سلام بر شما

سلامتی برای مهدی  ساعدی عزیزمان

تبریک به به امام زمان مهدی همه آدمها

و دست حق بهمراه همه شما بویژه علی جان     

/

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.doostan.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/186

نظرات (۸)

ممنون.
خدایا همه مریضها رو شفای عاجل ده!
خدایا همه را به آرزوهاشان برسان!
خدایا کمک کن تا از منتظران واقعی و شایسته آغامون باشیم.
خدایا آن کن که آن به!

مهرداد:

سلام به ذبیح ...یادش بخیر بونیز و پشته بونیز و جشن امام زمان ...امامزاده حسین و جشن های مفصل آن یا بقول خودمان شاداسین ...و

ذبیح الله عزیز
گفتی محمد شهامت و جای خالی اش را به یادم انداختی
رادیو پیام ما را با هم آشنا کرد بی آنکه پیش از آن جایی دیده باشم اش. چه قدر دست در دست هم گذاشتیم با این مرد دوست داشتنی و در فضای سبز جام جم گفتیم از دردهایی که بر شهر کوچکمان می رفت . محمد اما هرگز نگفت از درد خود تا آنکه بی خبر تنهایمان گذاشت و رفت .
روحش شاد

ذبیح الله عزیز
گفتی محمد شهامت و جای خالی اش را به یادم انداختی
رادیو پیام ما را با هم آشنا کرد بی آنکه پیش از آن جایی دیده باشم اش. چه قدر دست در دست هم گذاشتیم با این مرد دوست داشتنی و در فضای سبز جام جم گفتیم از دردهایی که بر شهر کوچکمان می رفت . محمد اما هرگز نگفت از درد خود تا آنکه بی خبر تنهایمان گذاشت و رفت .
روحش شاد

سید علی:

سلام میلاد امام مهدی مبارک یاد محمد شهامت بخیر که واقا در این شبها جاش خالیه جهرم که این شبا حسابی چراغانیه جاتون سبزه

محسن:

سلام بر همه دوستان
ذبيح جان نمي دونم چرا امسال تمام طول اين روزا كه جشن نيمه شعبان بر پا بود به ياد جشن توي كوچه افتاده بوديم سالهايي كه شهيد ابوالفضل ميومد و هي نگاه به بالا به داربست ها مي كرد و نظر ميداد كه چيكار كنيم و مرتضي ساعدي كه با چارپايه ي تا شو شما روي دار بست ها راه مي رفت و مي دويد و و ... افتاده بوديم
و به ياد خنده ها و لبخندهاي عميق مهدي ساعدي كه چندين ساله نديدمش اما وقتي از بيماريش شنيدم انگار كه همون ديروز ديده بودمش كه مي خنديد و دوست دارم بار بعدي كه ميبينمش باز با همون خنده ها و سرحال ببينمش ...اي خداي بزرگ ...

مهرداد:

به یا الله جناب آسید محسن !

اللهم عجل الوليك الفرج سلام دوستان عزيز اگه دوست داشتين به منم سر بزنين

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ است که در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۰۰ بֽظֽ ارسال شده است.

:نوشته قبلی باز هم یزد/وحدت /همجواری

:نوشته بعدی تهران تهران میراث فرهنگی

در صفحه اصلی با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.