تاریخ را واحه هایی است......
افلاطون نشسته در زیر سایبانی سخن می گفت _رواق_ پیری شاد آرام متبسم و 4 زانو ..... شاگرد تراشگر ایده های سقراط .فلسفه روندگان را ارسطو درس میداد به گاه گام زنی _ مشاء _ با شاگردان .........علی .... پارسایی که در محرابش به خون غلطید ... حاکمی بی دارالحکومه و پیشوای شهر شهیری که شهرت مردمانش پشت کردن به منتخبان خودو اقتدا به بادهای موسمی است که باری به هر جهت از شش سوی شام سیاست تردید تزویر زر زور تهدید تحمیق و.....می وزند . پیشوای شهری بنام کوفه .....................حکیمی ایستاده برمنبر مسجد کوفه که رسا اماناخشنود از اجباربه شکستن سکوت درچامه جنگاوری بازگشته ازجنگ که رو به جنگ دارد _ این تصویری است که همیشه از امام علی در ذهن داشته ام ._ ...........علی اما داستان دیگری است ......................... او حکیمی است آشنا با حکمت حکومت داری در جایگاه خلیفه و دستانش به همان اندازه آشنای قلم که انیس قبضه شمشیروانگشتش مزین به مهر خاتم خلیفه مسلمین امیر مومنین که درباره ایمان به مجالی فراخ گفتاری خواهم نوشت در آتیه ........و 17 اردیبهشت فرصتی دست داد تا به بهانه سخنرانی در همایش علی جایی همین نزدیکی در دانشگاه قم شنونده سخن حضرتش باشم ....
گزارش همایش .................
استاد صدرالحفاظ آرزومیکرد : کاش بچه مسلمانی دستگاهی را اختراع کند که صدای علی را در مسجد کوفه بشنویم ................مرحوم استاد محمد تقی جعفری درپایان نماهنگی که پیش از پخش از سیما در همایش اکران می شد به لهجه شیرین ماندگار نیمه فارسی و نیمه آذری اش بیتی از مولوی به آواز می خواند و استاد کریم فیضی مولف آثار متعدد در زمینه نهج البلاغه و سازنده نماهنگ و نماینده خانواده استاد فقید در همایش در سخنرانی کمتر از 2 دقیقه علی را نظم نامید و از بی نظمی که گویی روی سخنش مسیر عبور کاروانی بود که با ونی از میدان انقلاب به همراه او شروع به حرکت کرده بود و در رباط جمعی بر آن افزوده بودند و با توقف و تاخیر ساعت برگزاری همایش را از 3 به 4 بعد از ظهر کشانده بودند.................قرائت پیامی از طرف فرزند شادروان دکتر شهیدی سید جلیل القدر قلمزنان معاصرفارسی زبان تاریخ اسلام خطاب به همایش که علاوه بر تشکری از تشکل برگزار کننده حاوی تعریضی عتاب گونه و در لفافه به مصاحبه های اخیر دکتر سروش بود با پخش فیلمی از مصاحبه استاد در سفر حج همراهی شد ....................آیه الله دین پرور داور بین المللی مسابقات نهج البلاغه و صاحب تالیفات متعدد بعنوان اولین سخنران همایش در گفتاری کوتاه با استناد به حدیثی به پیش بینی های علمی امام از حضور حیات بر سیارات دیگر اشاره داشت حدیثی که به گروش فرد شنونده غیر مسلمان در 80 سال پیش به اسلام انجامیده بود..........
سخنرانی من ............
خودشناسی پیش درآمدی بر شناخت امام علی و نهج البلاغه - برای شناخت انسان های بزرگ و به طور کلی هر نوع شناختی نیازمند سطحی از خودشناسی هستیم .- خودشناسی مد نظر من خودشناسی فلسفی نیست بلکه خودشناسی ملموس و داشتن ارتباط صمیمانه با خود است مثلا چرا خشمگین میشویم چرا نمیتوانیم در کلاس پرسش خود را از استاد مطرح کنیم یا دلیل کشش یا نفرت من از فلان فرد چیست .- با شروع فرایند خودشناسی درمی یابیم که در شناخت موضوعات مد نظر با محدودیت هایی روبرو هستیم ذهن زبان و تاریخ بخشی از محدودیتهای شناختی ما هستند.- با مروری به آثارمطرح منتشر شده در زمینه امام علی متوجه می شویم امام علی معرفی شده در هر اثر با دیگری متفاوت است امام علی مرحوم دکتر شریعتی روحی اسیر غربت و درمند دارای نوستالژیای رهایی از قفس ارواح کوچک دوروبر اوست که ازشناخت و درک او عاجزند _ دقت کنید دکتر شریعتی دقیقا از نوستالژیای زندگی در جامعه استبدادی پهلوی و جهان بیگانه با اوی غرب شدید رنج می برد _ . امام علی استاد محمدتقی جعفری حکیمی است که در پی ساختن دنیایی معقول و به زبان استاد حیات معقول است _ استاد در دوران زندگی از ناراحتی های روحی و عصبی رنج میبرد_ . امام علی جرج جرداق و جرجی زیدان سنخیتی با روح مسیحی عرب و مشی نویسندگی آنها دارد ......................
حاشیه های شیرین.................
تماسی تلفنی با فتاح در باب مفهوم قلب در معارف اسلامی و بهره بری از دانش قابل ملاحظه ایشان در زمینه متون دینی ....و گپی دوستانه و سرشار ازخنده با دکتر صفرپور که هر دوی تماس در پذیرش پیشنهاد سخنرانی و روند کار تاثیر فوق العاده داشت ...................هدیه همایش کتابی بود از آیه ا... صافی گلپایگانی که به حضرت مبارک قنبر غلام علی تقدیم شده بود با معرقی نفیس از اسامی متبرک اهل بیت که بی احتساب ارزش معنوی اش چندان ذی قیمت نبود..........................بچه های رباط سنگ تمام گذاشتند سیدجواد که همه کاره همایش بود مجتبی صاحبدل که کمکی اهل دل نیز هست مجری برنامه بود و پیش ازپخش سرود ملی شماره سال زرتشتی ایرانیان را نیز اعلان نمود میثم هم در شروع با پوشش لباس عربی و روبنده سبز در شمایل امام علی و همراهی آوایی دلنشین که از بلندگو پخش می شد و ترجمان سفارش پایانی _ وصیت _ امام به فرزندش بود فاصله درب ورودی سالن تا سن را پیمود...........سیاره ما _ منظور همان سواری خودمان _ ونی بود سفید رنگ در شکل و شمایل یک آمبولانس که من بر صندلی جلو نشسته بودم استاد فیضی پشت سر من و بچه های رباط ردیف آخر که در برگشت از فیض مصاحبت استاد فیضی محروم بودیم هر چند در رفت نیز سکوت ایشان جز به اشارت دستی برای بستن دریچه درب ماشین شکسته نشد.........................................دستاورد مادی من در سخنرانی ها عموما سردرد آمیخته به تهوعی است که تا مرز استفراغ می رود _و اینبار به یمن سوراخ بودن نایلون زباله تا شلوار و کف پوش لاستیکی ماشین امتداد یافت و بزور هزینه کارواش را به راننده دادم که این پول برکت دارد_ .......... به اضافه مسافرت نیم روزه در نیم روز گرمی که برق آفتاب اتوبانش چشم را میزد .............وناهاری که رانی گرم شده به اتفاق تی تاپی بود...................
پرسش و پاسخی که برگزار نشد..........................
از آنجا که احتمال پرسش و پاسخ و انتظار بحث درباره آراء دکتر سروش می رفت و علیرغم مخالفت همسرم به شرکت در پرسش و پاسخ تصمیم داشتم جمعبندی کوتاهی از نقطه نظرات ارایه شده در این زمینه به دانشجویان منتقل کنم -شخصیت دکتر سروش --با توجه به این همایش و حکمت مشهور امام علی که می فرماید" چه می گوید مهمتر از که می گوید است ما قال به جای من قال" بهتر است از داوری درباره اشخاص و شخصیتها خودداری نماییم اگر چه برخی با اشاره به اظهار نظرهای دکتر سروش درباره اشخاصی چون دکتر نصر یا صادق زیبا کلام و منتقدین خود او را دارای ضعف اخلاقی چون انتقاد ناپذیری یا خودبزرگ بینی می بینند و برخی با اشاره به طرح موضوعات حساس و پر خطر و چالش برانگیز _ از نظر حاکمیت سنت و جامعه روشنفکری دینی _ از طرف ایشان وی را برخوردار از سطح بسیار بالای شجاعت در عین خردمندی می بینند که بر ضعف های ایشان برتری دارد ............_محتوای آراء دکتر سروشبرخی آراء ایشان را بسیار ابتدایی و فاقد نکات نو می بینند که از صدر اسلام مطرح و در آثار فلسفی پیشینیان موضوعاتی کاملا بدیهی شناخته میشود و تنها ایشان این مطالب فنی را به سطح خرد عامه کشانده است برخی دیگر با اشاره به مبانی فلسفی دکتر سروش که ریشه در مدرنیته داردمعتقدند شکل موضوعات اگر چه شبیه به همان مطالب پیشینیان است اما ایشان با مبانی نوینی آنها را طرح می کند ونه تنها نو محسوب می شود بلکه بدون شناخت این مبانی _ مدرنیته _ شناخت آثار ایشان ممکن نیست ._ارزش یا تاثیر اجتماعی آراء دکتر سروش --برخی منفی و تخریب کننده ایمان سنتی مردم آن هم در شرایط نگران کننده اخلاقی و اقتصادی جامعه که مردم به این ایمان به عنوان یک تکیه گاه یا سرپناه نیازمندند.--برخی معتقدند جامعه ما بدلیل تعارضاتی که در سخنان و کردار واعظان شهر_ که حاکمان بر جان و مال و سیاست و ناموس جامعه نیز هستند _ یافته اند ایمان سنتی خود را به گونه ای از دست داده اند که قابل باز سازی نیست و به ایمان جدیدی نیازمندند که با عبور ازسنت و تحقق رنسانس در جامعه ایرانی محقق میشود و شروع آن با نقد سنت و متون مقدس می باشد کاری که دکتر سروش هنرمندانه و در کمال استادی در پی آن است البته منتقدان سنتی دکتر سروش باور دارند که آثار ایشان همیشه تازگی نشاطی و پویایی ارزشمندی را به جامعه تفکر دینی بخشیده است .
یک تامل فلسفی ................
این همایش باعث شد به مطالعه کتاب هدیه داده شده بپردازم که به استدلال های فلسفی در باب وجود خدا در نهج البلاغه پرداخته بود می توان از مهمترین برهان های مورد استناد امام علی را برهان نظم خواند که چنانکه میدانید برهان نظم و علیت دارای این نارسایی فلسفی هستند که توحید و کمال یا مطلقیت صفات خداوند یا خدای طرح شده در مذهب را اثبات نمی کنند.اما از استدلال قابل تامل تر استدلالی است که می توان آن را استدلال شخصی نامید که بواسطه آن امری برای فردی اثبات می گردد _ علیرغم نبود پشتوانه های فلسفی _ که عموما ایجاد ایمان ریشه در همین امر دارد امام علی نقض غرض انصراف از تصمیم ها و باز شدن گره مشکلات را از دلایل خداوند می بیند همه ما مسلم چنین تجربه ای را داریم که بر مبنای اتفاق خاصی که از ذهن ما نمیتواند تصادفی تلقی شود و برای دیگری ممکن است کاملا بدیهی باشد به حقیقتی بنام خداوند و معنایی فراتر از ماده پی میبریم . که چنانکه گفتم "درباره ایمان به مجالی فراخ گفتاری خواهم نوشت در آتیه"....... بعدازظهر 27/2/1387 ذبیح اله رامش خواه
/

نظرات (۸)
موفق باشید
ارسال شده توسط تازه های ادبی | ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۳۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۵:۳۲
matlabi ke dar morede khodshenasi neveshte boodin kheli jaleb bood vali kash matne kamel ro mizashtin rooie web.
movafagh bashin
ارسال شده توسط eftekhary | ۲ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۰۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۲ خرداد ۱۳۸۷ ۲۲:۰۷
سلام
از حضور سبز سرکار خانم دکتر افتخاری همکار گرامی کمال تشکر را دارم .
منتظر ایمیل شما جهت انتقال به مدیریت تارنما و درج در صفحه هستم.
بی تردید قرار نهی آثار شما باعث افتخار دوستان است .
ز در در آ و شبستان ما منور کن
ارسال شده توسط ذبیح اله رامش خواه | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۴۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۳:۴۷
سلام . خداقوت اقای رامشخواه حضرتعالی در
شیراز
قصد تشکیل گروه تاتر دارید ؟ اگر این طور
هست عضو هم میپذیرید؟ . خوشحال میشم که به
هر عنوان در خدمت شما باشم
ارسال شده توسط پویان | ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۴۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۸:۴۳
سلام پویان عزیز
قصد تشکیل گروه تاتر را دارم ولی هنوز جای آن را مشخص نکرده آن هم بدلایل تغییرات محل خدمت است که فکر کنم بهر حال 6 ماه اتی استارت بخورد و برای قضیه تئوری هایی دارم که با لطف بی پایان خداوند و همکاری شما دوستان امید موفقیت دارم .
باعث امتنان است اطلاعات جدیدتر از کارهای تئاتری خود و اخرین عکس خود به من ایمیل کنید.
شما از بچه های خانه جوان هستید پویان کوچولو _ بستگان وحید ؟ .............
ممنون
ارسال شده توسط ذبیح اله رامش خواه | ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۵۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۸:۵۷
سلام
خدا قوت جناب رامشخواه.. خیربنده پویان کوچولو نیستم متاسفانه200 300 سالی از خدا عمر گرفتم .30 سال.بنده حدودا 4 سالی به طور مدام تئاتر کار کردم سال 79 تا 83 فکر میکنم در طول یک سال 30 شب اجرای عمومی داشتم
تاترهایی که کار کردم زیاد بودن ولی کارهای قابل عرض نمایشنامه های عشق اباد و معرکه در معرکه بودن که به جشنواره استانی راه پیدار کردن. جشنواره کشوری تاتر دانشجویی هم رفتم .سال 79
روی هم رفته خیلی بازیگر خوبی نیستم حقیقتا ولی خوب از هیچی بهترم .4 سالی هست که دور تاتر رو خط کشیدم چسبیدم به کارولی حقیقتا با شناخت دورادوری که از روحیات شما دارم افتخاریه که در خدمت شما باشم . حالا اگر خدا خواست در شیراز شروع به کار کردین من رو بی خبر نگذارید شاید مثمر ثمر باشم .و از محضر شما استفاده کنم.شاد شاد باشید انشالله
خدانگهدار
ارسال شده توسط پويان | ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۴۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ ۱۶:۴۶
سلام
پويان عزيز
از اينكه لطف كردي و رزومه اي از خود ارسال كردي ممنونم اميد اينكه با جوانان هنرمند و سرشار از شوق و عشقي چون شما مشعل تئاتر خاموشي نگيرد .ارتباط با عزيزاني چون شما باعث افتخاره با اين پيشينه شما پويان بزرگ هستيد
ممنون ميشم اگر در تالار دوستان صفحه اي به كارهاي خود و در كل تئاتر اختصاص بدي .
بدرود و درود
ارسال شده توسط ذبيح اله رامش خواه | ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۵۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ ۱۶:۵۸
حرف اول.سلام با صممیت/کجا می توم زندگینامه شمارا بخونم ؟حرف آخر:شاد باشید
ارسال شده توسط رها | ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ۱:۴۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ۰۱:۴۲