جنگ از موضوعاتی بوده است که همیشه فکر کرده ام در باره اش میتوانم انبانی کاغذ سیاه کنم داستان ، خاطره ، حدیث نفس ، ترواشات ذهنی بدرد هیچکس نخورو حتی به رمان هم فکرکرده ام .اما تا کنون جز اندکی نشده ...راستش من شخصا از حجم سنگین برنامه های سیما در این مورد خسته شده ام و شاید بدلیل فضای جنگی که گاه بر کشور سایه می افکند... از دور و برمان عراق.. لبنان... تهدید ها شاخ و شانه کشیدن ها و ...دوست ندارم من هم در ایجاد این فضا سهیم باشم هرچند بوقمان صدایش به یکی و دو نفر بیش نرسد . راستش همانقدر که از شخصیت های اتو کشیده با موهای ترو تمیز در میانه میدان جنگ سریال های تلوزیون و یا کاراکترهای تک بعدی با چاشنی رزمنده ای لوده و بذله گو احساس خوشی ندارم اما از دیدن مستندهای بکر وگاه رنگ و روفته و بدون اضافه گویی که گاه سر از آرشیو بیرون می آورند خسته نمی شوم. همیشه از دیدن علی اکبر رحمانیان پابرهنه در روایت فتح یا بخود لرزیده یا دچار هیچان و یا ذوق بیش و اندک شده ام .و یا حتی صدای غیر استودیویی رگبار دوشیکا و یا زمین خوردن خمپاره حتی در دیده بان حاتمی کیا بر من تاثیر گزار بوده اند...چه میشود کرد؟
و امروز که سالروز آغاز جنگ است و دستم هم به قلم رفته است ننویسم کی بنویسم؟ .مینویسم برای دل خودم هم که شده برای خاموش کردن اضطراب کلماتی که در دلم هیجان بیرون آمدن دارند.برای یادبود چهره های زیبای آشنایی که هیچگاه از خاطرم نمی روند به امید خدا مینویسم .
/
نظرات (۳)
با سلام
و گرامیداشت هفته دفاع بیضایی در اثری نوشتاری یکی از جلوه های حقیقت را در میدان جنگ میابد رمانهای جنگ از جمله اثر جاودانه جنگ و صلح تولستوی که بیش از 40 بار بازنویسی شد منبعی از عشق خرد و الهام بشری اند پس مهرداد عزیز اگر روزی حس نوشتن را درباره جنگ داشتی بنویس که شایسته ترینی که روزی سربازی سرباز خود خواسته بوده ای چنانکه همینگوی نوشت و انچه از نحوست جنگها و عظمت دفاعها میدانیم بخش بسیارش محصول این اثار است در پایان نقل قولی از دکتر ذکاوتی عزیز از اساتید برجسته علوم انسانی و محقق صلح میکنم که حق بسیار بر گردن من دارد و بسیاری در اندازه یک تولد دوباره مدیون اویم و میتوانم ادعا کنم هنوز از او عبور نکرده ام و نه از کندی من که از فاصله اندیشه او با سطح خرد نخبگی جامعه جهانی حکایت دارد دکتر عزیز میگفت اینشتین پس از فاجعه انفجار بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی در نامه ای از فروید میخواهد تلاش کنند تا به روشی دست یابند که بشر چنگ و خشونت نداشته باشد فروید که از نوابغ بشری است و حیات بشر را محصول جنگ دو غریزه ذاتی در بشر میداند که یکی حیات یا زندگی است که نمادش سکس است و غریزه مرگ که نمادش پرخاشگری و جنگ است میداند در پاسخی طعنه زننده به نابغه فیزیک میگوید تو در علوم انسانی یک ابلهی و این خواست تو ریشه در نادانی و بلاهت تو از شناخت انسانها دارد فروید میگوید دانش من در فیزیک به مراتب فراتر از دانش شما در روانشناسی است فروید با ارزوی کودکانه نابغه فیزیک از نبود جامعه بدون جنگ با لبخند و خنده ای سرد و بی اعتنا برخورد میکند و انرا ندیده میگیرد
ارسال شده توسط ذبیح اله رامش خواه | ۳ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۳ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۷
salam.
manam ba in nazare shoma kamelan movafegham.
be nazare man ke oonja boodam barkhi az in filmhaye sakhtegi aslan ba oon halo hava joor nist.
ya hagh
ارسال شده توسط JAHROMI | ۴ مهر ۱۳۸۶ ۵:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۴ مهر ۱۳۸۶ ۰۵:۴۸
عالی بود نوشته ات .
عکس کاوه گلستان هم حرف می زند با آدم .
" جنگ است عزیزم جنگ " را بخوان.
با نشانی :
www.aghazadeh.blogfa.com/
ارسال شده توسط محمد حسن | ۵ مهر ۱۳۸۶ ۰:۴۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۶ ۱۲:۴۸