تقدیم به دوستی که این روزها آزادیش را به انتظار نشسته ام .
با شعری از شاعر عشق و آزادی ، احمد شاملو
آه اگر آزادی سرودی ميخواند........ کوچک ....... همچون گلوگاه ِ پرندهيي، ................... هيچ کجا ديواری فروريخته بر جای نميماند. .......... آه اگر آزادی سرودی ميخواند کوچک کوچکتر حتا از گلوگاه ِ يکي پرنده!...................... ....
حیفم آمد بی شعری از پابلو نرودا شاعر آزادیخواه شیلیایی متن را ببندم به امید روزی که هیچ زندان و زندانی و زندانبانی و بازداشتگاهی بر روی زمین نباشد و عدالت در پشت میله ها تفسیر نگردد.
.....تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رویاها نروی اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت
ورای مصلحت اندیشی بروی
/
نظرات (۱۱)
سلام
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدند
کسی به حسن و ................
بقیه رو همه می دوندد.
ارسال شده توسط رها | ۹ تیر ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ تیر ۱۳۸۸ ۲۳:۵۶
ببخشید .می دونند منظورم بود که اشتباه املایی شد
ارسال شده توسط رها | ۱۰ تیر ۱۳۸۸ ۰:۰۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۰ تیر ۱۳۸۸ ۰۰:۰۰
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
آقا ذبیح، سلام، غم مخور ایام هجران رو به پایان می رسد!
اون روزی که آرزوشو داری و از زبان یک شیلیایی اونو بیان کردی، نزدیکه انشاءالله. فقط کافیه یه خورده بیشتر دعا کنی و ...
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و...
ارسال شده توسط همشهری | ۲۰ تیر ۱۳۸۸ ۵:۵۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ تیر ۱۳۸۸ ۱۷:۵۹
الاخره دوستت چی شد رها شد یا نه
ارسال شده توسط rahil ramesh | ۲۵ تیر ۱۳۸۸ ۵:۳۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ ۱۷:۳۶
س لام خوبدی؟
دیگه اونورا نمیاید
خوشحال میشم باز بیاید
ارسال شده توسط جهرم | ۲۶ تیر ۱۳۸۸ ۰:۲۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ تیر ۱۳۸۸ ۰۰:۲۳
گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب
گر پدر مرد ،تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید،که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
دکتر زهرا رهنورد
ارسال شده توسط رها | ۲۸ تیر ۱۳۸۸ ۲:۳۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۸ ۱۴:۳۰
سلام مطالب زیبائی توی وب میزاری.
به وبلاگ جهرم نما هم گه گاهی سر بزنید. و ببینید مسئولین شهرتون دارن چی کار میکنن. بای ممنون
ارسال شده توسط جهرم دوست | ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶
سلام ببخش که ما دیر به دیر میاییم
ولی سوخت وسوز نداره
از اقای رنگین کار خوندم تا نرودا.
دلتنگ دلتنگتان
وحید
راستی همین روزها جشنواره تاتری بود در جهرم .جایتان حسابی خالی بود
ارسال شده توسط پاپیروس | ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۰:۱۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۰۰:۱۷
سلام ببخش که ما دیر به دیر میاییم
ولی سوخت وسوز نداره
از اقای رنگین کار خوندم تا نرودا.
دلتنگ دلتنگتان
وحید
راستی همین روزها جشنواره تاتری بود در جهرم .جایتان حسابی خالی بود
ارسال شده توسط پاپیروس | ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۰:۲۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۰۰:۲۶
قاتل برادرم را گرفتند چون قد او کوتاه و طناب دار به گردنش نمیرسید من را به جای او اعدام کردند.
احمد مطر شاعر عراقی
خیلی مخلصیم آقای رامشخواه ....
ارسال شده توسط سعید | ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ۲۳:۰۳
گردرکاری فرورفتی به جایگاهی کمتر ازستارگان قانع مشو
سلام آقای رامشخواه باتشکر از مطالب زیبایتان امید وارم بعداز این جملات شادوامیدوارکننده ای ازشما ببینیم
ارسال شده توسط الهام رضایی | ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹