|  خانه |  ورود اعضاء |  آرشيو   |   تماس با ما درباره وبلاگ |

« لزوم وجود صنایع تبدیلی و بسته بندی محصولات کشاورزی در جهرم | صفحه اصلی | هين سخن تازه بگو! »

کسی برای سرهنگ گریه نمیکند


 
سلام
 قرار بود ما فقط طنز بنویسیم..اما بعضی وقتها ..بعضی چیزها..اینقدر تلخ میشود
که نمیتوان با لذت یا طنازی نوشتشان یا به ان نگاه کرد
درست مثل اینروزهای سید ابراهیم نبوی که گه گاه ..جدی مینویسد
بعضی چیزها را نمیشود با سرچ کردن ..دانست
باید بخوانید ..یا بشنوید از دهانهای گوناگون...یا حسش کنید...یا انجامش بدهید
هزار داستان وشعر و متل و مثل در این نت خراب شده سرچ کردید و خواندید
اما هنوز قصه های پدر بزرگ یا شعرها و مثل های مادر بزرگتان را حفظید
هزار بلاگ بی سروته از ما خواندید اما کلامی به خاطر ندارید وهیچ نیاموختید اما هنوز هوگو..جلال
صادق هدایت و شخصیتهایشان در ذهنتان رژه میروند

هزار فیلم جنگی دیده اید وهزاران خاطره جنگی شنیده اید..اما..مثل ما..نه جنگیده اید
نه بوی خون واوارگی..ترس انفجار ..درد ترکش..سردرد موجی شدن..و درد مرگ رفیق وهمرزم را
حس نکرده اید
سیصد هزار میلیارد بار!!! هم فیلم لاو استوری را ببینی..یا قصه لیلی و مجنون بخوانی
تا عاشق نشوی..حال زلیخا را نمیدانی وچون فرهاد کوه نمیتراشی
حالا حکایت امثال من است
تو راحت مینشینی از تلویزیون یا از اینترنت جسد قذافی را میبینی..مردمی که هلهله میکنند
و فوقش میگوئی حقش بود!! یا گناه داشت!! یا دیکتاتور کثیف!!یا بعدش نوبت فلانیه!!! یا...وووو
اما برای امثال من فرق دارد...سرهنگ نه ملا عمر بود نه بن لادن...نه صدام نه مبارک..نه بن علی نه آل خلیفه
بارها خواستم در سلسله مقالاتی به ماهیت انقلابات از دوره رنسانس در اروپا تا کنون بنویسم
تا برسم به انقلاب خودمان و حوادث اخیر کشورهای عربی
چند تا هم ایمیل مختصر برای دوست عزیزی که علاقمند بود فرستادم
اما با عدم استقبال از بلاگها ..من هم سرد شدم
با این محیط ها که دنبال رقص انجلینا و بدن گلشیفته و ناپاکی روح و برهنگی جسمند
و ترجیح میدهند سی چهل هزار لایک برای آهنگ :: میدونی چرا دلمو ربود!! بگذارند
اما..فارغ از ماهیت حوادث اخیر در کشورهای عربی که علیرغم
تاکید سران ومواضع رسمی حکومت ما و همچنین نظرات جوانهای جنبش سبز
هر کدامشان دلایل خاص و شرایط فرهنگی سیاسی اقتصادی وحتی مذهبی خودش را دارد
موضوع در مصر بر میگردد به اوضاع بد اقتصادی و احساس تحقیر مردمش در مقابل صهیونیستها
در لیبی بر میگردد به افراط و دوگانگی در تصمیمات و مواضع و
همچنین درگیری های قبیله ای
در بحرین و سوریه برمیگردد به مسائل مذهبی
در یمن برمیگردد به اقتصاد و اختلافات قومی
و راجع به تونس هم زیاد اطلاعی ندارم
و جالب اینجاست که در هیچکدامشان مثل کشور ما حکومت جرم تراشی شخصی نمیکند
و زیاد کاری به پوشش ..اشربه و ماکله..نوع سرگرمی ..نوع موزیک وهزار کوفت
و زهر مار دیگر ندارد..درست مثل زمان شاه
اما بعد...دهه های پنجاه تا هشتاد میلادی دوران اوج انقلابات و انقلابیون بود
از گاندی و مائو گرفته تا مصدق و چه گوارا..از فیدل کاسترو تا جمال عبدالناصر
از ساندینیستها تا همین سرهنگ معمر قذافی که انوقتها ستوانی جوان بود
حتی به نوعی اسقف ماکاریوس یونانی و تیتوپارتیزان یوگسلاو.. چاوسکورهبر رومانی
و حتی مارشال دوگل پارتیزان فرانسوی انقلابی محسوب میشدند
حالا اگر رهبران الجزایر و عمر مختار و همین کیم ایل سونگ رهبر اسبق کره شمالی و رهبران ویتنام را هم کنارشان بگذاریم
که نور علی نور میشود
تا رسیدیم به انقلاب خودمان..و برای ما و تمام جوانهای انروزها هر کدامشان اسطوره بودند
یادم نمیرود که انروزها مطبوعات ایران با چه ذوقی بعد از جریان لاکربی
تیتر مجله نیوز ویک را که شامل عکس بزرگ سرهنگ و جمله زیرش بود..سو تیتر کردند
 DANGER MAN IN THE WORLD
خطرناکترین مرد جهان
و جریانش این بود که بعد از عدم بازگرداندن متهمان انفجار لاکربی از طرف سرهنگ
امریکا یک حمله هوائی به سواحل لیبی کرد و سرهنگ هم تهدید کرد اگر بار دیگر تکرار شود
هواپیماهایش را به شیوه یاکوزوهای ژاپنی میفرستد در پایگاههای اتمی امریکا
در ایتالیا!!!ه
 دیگی که برای من نجوشد..میخواهم دران سر سگ بجوشد!!ا
البته اینرا غلو گفت!!نه سرهنگ!!!ا
یا کمکهائی که سرهنگ در جنگ به ما کرد و به همراه سوریه وکره شمالی
تنها کشورهای جهان شدند که هوایمان را داشتند
و خاطره ای که همین چند وقت پیش سردار رفیق دوست از دیدارش و کمک موشکی سرهنگ
هنگام جنگ..در تلویزیون تعریف کرد
حالا منظورمان اینست که نمیتوانم قبول کنم که ان ستوان انقلابی..یا همین جوان ریشو وبرادرش
فیدل و رائول کاسترو..مرتکب این جنایات شده باشند
هر چند واقعیت دارد
اینها دنبال قدرت نبودند..اینها انقلابیونی بودند مثل گاندی..مثل مصدق..مثل ناصر
مثل یاسر عرفات...اما عنان قدرت ونفس...بالا رفتن سن ..توجه به مسائل دنیوی..وووو
اینها را به این روز انداخت
روزی که سادات تکه تکه شد..کمتر کسی در دنیا گریست
روزی که صدام..بن لادن و خیلی های دیگر کشته شدند
ککم هم نگزید..اما سرهنگ..چیز دیگری بود
انها ادمهای روانی یا افراطی بودند که از اول تکلیفشان معلوم بود
اما سرهنگ و فیدل..فرشتگانی بودند که در دامان شیطان رفتند و زهی افسوس
اصلا دوست ندارم فیدل و رائول را اینگونه خار ببینم
کاش زودتر بمیرند تا جسد تیر خرده وخون الودشان را نبینم
چه خوب که دن ارنستو را ان نامردهای کلمبیائی شهید کردند
چه خوب که خسرو گلسرخی عزیز را کور و شکنجه کردند واعدام..مزدوران ساواک
همان ساواک اعلاحضرتی که طرف در پیجش در فیس بوک مدعی پیروی از سبزهاست و
احترام به هواداران سلطنت!!! که نمیدانیم در کجای دموکراسی میگنجد!!!ا
همان ساواک اعلاحضرتی که ان خانم سوپر دموکرات!!! مدعی روشنفکری شهربانویش بود!!ا
و هنگامی که از کشتن خسرو پرسیدیم که هیچ جرمی نداشت بجز نوشتن چند شعر مشکوک
و بعد ننوشتن توبه نامه..ان بلا را سرش اوردند؟؟انوقت روشنفکری علیاحضرت حتما رفته بود دیسکو در کانادا!!ا

چه خوب که سید محمود طالقانی همان سال 58 دق کرد!!!ا
چه خوب که یاسر عرفات هیچوقت رئیس جمهور نشد
کاش سرهنگ را همان سال 82 میلادی امریکائیها میکشتند
کاش فیدل و رائول را همان کلمبیائی های مزدور سال 65 میلادی کنار دون ارنستو اعدام میکردند
کاش باورهای ما انقلابیون و رزمنده های قدیمی اینقدر اسان به فنا نمیرفت
کاش ادمها عوض نمیشدند..در کشاکش روزگار
کاش باور میکردیم اگر عاشق باران شدیم..بگذاریم خیسمان کند
غرقمان کند و با خودمان ببردمان..شاید دریائی شویم
نه اینکه وقتی چتری یافتیم..پا بر سرغرق شدگان باران نهیم و در کلبه امنی به انها بخندیم
سرهنگ ..برایت متاسفم..ازدیدن جسدت..از کشتن مردمت..لذت نبردم
همانطور که از دیدن جسد اویزان چائوشسکو..پارتیزان اسبق و شجاع رومانی
که مانند موسولینی وارونه اویزان بود لذت نبردم
چه خوب که من یک غلو بیشتر نیستم
غلوئی که از روز تولدش سیاه بود و تا ابد سیاه خواهد ماند

غلوئی که  نوشته هایش مثل زندگیش است
غلوئی که  رهبر..دکتر..مهندس..جناب..امیر..تیمسار..سرهنگ..استاد..وو..نیست
انقلابی یا نویسنده وشاعر وورزشکار هم نیست
دوست هم ندارد باشد..اگر قرار است مثل سرهنگ بشود
وچقدر سخت است ریزش ادمهای خوب ..در باورهایم
و چقدر سخت است فریب عاشقی
صحبت از عیسی و موسی ومحمد نابجاست...قرن موسی چمبه هاست
متاسفم سرهنگ..خیلی زیاد
باقی بقایتان
یا علی

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.weblog.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/861

نظرات (۲۳)

ممنون از مهران عزيز از انتشار مطلبش زيباش در وبلاگ دوستان

من خيلي حال كردم با نوشتت مهران:
چه خوب که سید محمود طالقانی همان سال 58 دق کرد!!!ا
چه خوب که یاسر عرفات هیچوقت رئیس جمهور نشد
کاش سرهنگ را همان سال 82 میلادی امریکائیها میکشتند
کاش فیدل و رائول را همان کلمبیائی های مزدور سال 65 میلادی کنار دون ارنستو اعدام میکردند

روزی که سادات تکه تکه شد..کمتر کسی در دنیا گریست
روزی که صدام..بن لادن و خیلی های دیگر کشته شدند
ککم هم نگزید..اما سرهنگ..چیز دیگری بود
انها ادمهای روانی یا افراطی بودند که از اول تکلیفشان معلوم بود
اما سرهنگ و فیدل..فرشتگانی بودند که در دامان شیطان رفتند و زهی افسوس
اصلا دوست ندارم فیدل و رائول را اینگونه خار ببینم
کاش زودتر بمیرند تا جسد تیر خرده وخون الودشان را نبینم
چه خوب که دن ارنستو را ان نامردهای کلمبیائی شهید کردند

کاش باور میکردیم اگر عاشق باران شدیم..بگذاریم خیسمان کند
غرقمان کند و با خودمان ببردمان..شاید دریائی شویم
نه اینکه وقتی چتری یافتیم..پا بر سرغرق شدگان باران نهیم و در کلبه امنی به انها بخندیم

در درون همه پاكان ديوي و افعي جهانخور و آتش دهانيست كه از يخ و سرما به خواب فرو رفته است و منتظر گرماي جولان و خودكامگيست تا از خواب برخيزد.
گمان نميكنم همه علي وار بتوانند خنجر را بكناري نهند تا غضب آب دهان فرو نشيند
تا همينجاي تاريخ چاره را در حكومت نكردن فرد بر مردم دانسته اند
دموكراسي يا هر اسمي ديگري

اون مثل افعي سرما زده و گرما از مثنوي مولويست

راستي
چمران چمران
از قلمت انگار افتاد؟؟

بهمن:

سلام.
نوشته ی بسیار دلنشینی بود.
ممنون.
کاشهایی درش بود که کاشتیم و سبز نشد.
چرا سبز نشد؟!!!
هر زمان که وقت سیف نیست.بعد از انقلابات مدتی با شمشیر باید کار کرد اما باید جایگزینی برای شمشیر پیدا کرد اما سرهنگ پیدا نکرد.
آنها پیدا نکردند و آخر خود زیر شمشیر بریده شدند.
باز از این نوشته ی بسیار دلنشین متشکرم.

مهمون:

سلام بر تمام دوستان...بخصوص مهرداد بسیار عزیز...کمال تشکر رادارم از او که نوشته این حقیر را در اینجا قرار داد و از تمام خوانندگان این سایت...چندین نوشته از توکا نیستانی...عبدالعلی رجائی وچند نفر دیگر والبته در خبرگزاریهای دولتی وغیر دولتی راجع به سرهنگ خواندم..از طرفی حاوی اطلاعات خوبی بود و از طرفی بی رحمانه بر سرهنگ تافته بودند...کاش اینگونه به حق یا ناحق بر زمین خوردگان نمیتاختیم...کاش اندکی منصف بودیم واندکی عادل...یادمان نرود...شیعه هستیم و مدعی مرام مولائی که بر سر جسد طلحه...به سختی گریست!!!یادمان باشد خودمان هم روزی ...شاید..زمین بخوریم..نوشته من شخصی بود..دلنوشته ای از یک ادم کم سواد که از اسطوره های انقلابی دوران نوجوانی و جوانیش خاطراتی خوش دارد...مهرداد جان..نام خیلی ها جا افتاد...چمران..جهان ارا...و خیلی از گمنامان شهید...فقط حالاست که میفهمم مرحوم پدرمم چه میگفت!!!خدا هر که را دوست دارد..زودتر میبرد!!!و خاک بر سر من که هنوز لیاقت رفتن را ندارم!!!کاش کسی برای سرهنگ مثل من!!!قطره اشکی میریخت...باز هم ممنون اقا مهرداد...یا علی

مهمون:

بهمن خان با تشکر از نظرت...ما فقط میتوانیم به قول فروغ:::دستهایمان را در باغچه بکاریم!!! و آرزوی سبز شدنش را بکنیم...آسان ترین کار کشیدن شمشیر از نیام است و سخت ترین انتخاب محل فرودش!!!یادت باشد محل فرود شمشیر ابن ملجم را!!!باز هم ممنون...یا علی

بهمن بهری:

سلاملار.آری مهمون عزیز راست گفتید سخت ترین کار محل فرود شمشیر است.
یاد نوشته ای از دکتر شریعتی افتادم:راست می‌گوید برتراند راسل که ریشهٔ همه غرایض آدمی خودخواهی است. باور می‌کنم، نه سخن مارکس درست است که می‌گوید اقتصاد است و نه سخن فروید که می‌گوید عشق است، نه ، خودخواهی است، خودخواهی!
گویی همین سخن راسل است که در روایت پیغمبر می‌خوانیم که: "آخرین چیزی که از قلب راستان (صدیقین) بیرون رود جاه طلبی است."

مجموعه آثار ۳۳/ گفت گوهای تنهایی‌ (بخش ۱)/ ص ۷۶

درود .چند روزیست که مطلب را دیده بودم ولی وقت نکرده بودم بخوانم با خودم گفتم این هم یک چیز تکراری در مورد سرهنگ است .اما امروز وقت گذاشتم و خواندم .سبکی متفاوت در مورد سرهنگ نوشته بودند آقا مهران .یک ضرب المثلی است میگه هرکس با شمشیر باشد با شمشیر هم می میرد .
در ایمیلهایی که دوستان ارسال کرده بودند مطلبی در خصوص لیبی بود که این کشور مسقل بوده و هیچ بدهی خارجی نداشته ... و آموزش رایگان بوده است ... و از این موارد که جالب بود برایم . من هم معتقد بودم که سرهنگ به این وضع نباید کشته میشد ..
هرچند که سرهنگ در هر قالبی که رفته بود به مردمش که خواستار دمکراسی یا هر چیز دیگری که میخواستند بد رفتار کرد .
دیکتاتوری که یک طرفه بود درس عبرتی شد برای دیکتاتورهای دگر دنیا ...
ولی کاش مانده بود تا بدانیم بر سر امام موسی صدر چه آورده ؟
کاش مانده بود تا غرب کمی بلرزد که سرهنگها حرفها برای گفتن داشت ..

مهمون:

سلام بر خانم هوشمند نژاد گرامی...بلاشک وقتی شمشیر میکشی و برادر میکشی...منتظر انتقام هم باید باشی...اما ..امام موسی صدر و سرنوشتش...شاید یکی از چه خوب که نماند های بلاگ را به ایشان باید اختصاص میدادم!!! اما غرب...با تمام احترامی که به شخصیت فردی(ونه دیپلماتیک) آقای اوباما میگذارم اما..حالم به هم خورد از پیامش به مناسبت مرگ سرهنگ...دموکراسی خوب است اما..جائی که منافع آمریکا اقتضا کند!!! ومثلما آنجا عربستان..پاکستان..یمن ..بحرین و علی الخصوص اسرائیل نیست!!!! درست مثل مواضع دولت خودمان!!! انقلاب خوب است اما جائی که با ما خوب نباشد!! که مسلما آنجا سوریه یا ونزوئلا یا چین نیست!!! خلاصه...اگر دوست داشتید بلاگ بعدی را هم بخوانید در ادمه این بلاگ منتشر خواهم کرد..ارادتمندیم...یا علی

درود بر مهمون .من با نظر شما موافق نیستم که باید قذافی اینجور کشته میشد این روش کشته شدن که عربها انجام دادند به دنیا نشان دادند که سمت دمکراسی و نو شدن نمیخواهند بروند .باید سرهنگ می ماند برای تک تک کارهای خطایی که کرده بود محاکمه می شدو مجازات می شد تا این همه ابهام بر جا نمی ماند . عرب باید بداند که الان عصر جاهلیت نیست که این جور بکشد ....
در خصوص امریکا و اوبا این یک چیز ثابت شده است که آنها همیشه دنبال منافع خود هستند

مهمون:

سلام بر خانم هوشمند گرامی...ما کی گفتیم با کشتن قذافی به این شکل موافقیم؟؟؟ در بلاگی که دیروز در یاهو منتشر کردم کاملا توضیح داده ام...اما بحث عرب وعجم نیست...خصیصه مردمان جهان سوم که ماهم جزوشانیم اینگونه است...فکر نمیکنید همین تبعیض نژادی وفحاشی به اعراب مغایر اصول دموکراسی و یک مدل نژاد پرستی باشد؟؟؟و اصولا این جریان ملیتی تبلیغات غربی هاست..در جهت موجه نشان دادن رژیم اسرائیل ومرام صهیونیستی...مگر ما هیتلر را بخاطر ضد یهودی بودن یا دولت اپارتاید افریقای جنوبی را بخاطر ضد سیاهان تقبیح نمیکنیم؟؟؟ایا به نظر شمتا هفتصد میلیون عرب یا عرب زبان متحجرند ؟؟؟و مردمان ما..یعنی ایرانیها همه گل وبلبل؟؟؟کاش بودید ومیدیدید این با فرهنگان هم میهن چه به روز مخالفان در اوایل انقلاب اوردند...یا همین الان اگر جرات دارید یک نظریه منتقد در یکی از بلاگها یا سایتهای جنبش سبز بگذارید!!!میبینید که انواع تهمت ها و فحش ها را خواهید خورد... در بلاگم توضیح داده ام...باقی بقایتان...یا علی

آقا مهرداد سلام ارادتمند. من مثل همیشه سر می زنم و می خونم. والا به علت کار و روزنامه و خبر وقت نمی کنم بیشتر استفاده کنم. اما همیشه یاد مرحوم محمد آقا و حاج سعید و رفقا در اینجا برام تداعی میشه.
راستی پایان زندگی سرهنگ همون جهان سومی بودن ما بود که هنوز احساس در نگاه مردم ما بر همه چیز برتری دارد.
امیدوارم روزی مردم جهان سوم و جامعه های ما به سمت روندی عقل گرایی و سرمایه های اجتماعی ما بازیچه احساسات نباشد.
آگاهی و اندیشه و فرهنگ مردم در جوامع جهان سوم بی ارزش ترین مدار زندگی هست.
سرهنگ قذافی هم چنین روندی داشت که خوی احساسی و جهالت مردم یقه خودش هم گرفت.
راستی امیدواریم روزی جهان سوم بیدار شود و بازیچه استعمار ها نباشد.
آقا مهرداد ایشالا دارم مطلبی می نویسم برای یک جایی منتشر شد به شما هم میدم.

سلام و ارادت

سيد علي عزيز ممنون از حضورت !

براي نوشته اي هم كه اشاره داشتي ما منتظريم.

محمد رضا :

هر چند که در آخرین میتینگ میلیونی ( به ادعای او !) تلویزیون لیبی به جای "قائد اعظم" از " اخ القائد" استفاده کرد و او خود را تا برادر ملت پایین آورد!! اما دیگر کسی او را به برادری هم قبول نداشت، او که مردم را " موش" خوانده بود، چون موش از سوراخ بیرون کشیدند، این درسی بود برای همه دیکتاتورها که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله وموش ... مپندارند! چون دیری نمی پاید که مردم آنها را به برادری نپذیرند و با آنها همان معامله ای را بکنند که با خس و خاشاک و بزغاله و گوساله و ... می کنند!

احمد رحمانیان:

شهریور 1320 !
اشغال ایران توسط متفقین!
- مصدق در باب اشغال ایران در شهریور 20 سخنی به این مضمون دارد که اگر رضاشاه وجیه المله بود و مشروعیت مردمی داشت و اگر می ماند و فرار نمیکرد و از ملت می‌خواست که از کشور در برابر تجاوز بیگانه دفاع کنند ملت جانانه دفاع می‌کردند و ...

- در پایتخت لیبی قبل از سقوط ما شاهد تظاهرات طرفداران قذافی بودیم و حداقل انتظار این بود که این جمعیت طرفدار سرهنگ چند روزی را در برابر مخالفان مقاومت کنند ولی شما شاهد بودید که همینها هم چگونه از مخالفان سرهنگ با گل و شیرینی استقبال کردند!
نظام جمهوری اسلامی ایران در مقطع حساسی قرار دارد . اصلاً 33 سال است که همیشه در مقطع حساس و بحرانی زندگی کرده ایم. ولی در مقاطع گذشته همه مشکلات را با پشتوانه مردمی که نظام داشت و وحدت ملی پشت سرگذاشته ایم.در گذشته مسئولانی داشتیم که حقیقتا شیفتگان خدمت بودند و نه تشنگان قدرت شهید بهشتی - شهید چمران - شهید رجائی - شهید باهنر و ............ الان در زمانه حاضر دیگر چیزی شبیه طنز است که ما باور کنیم که مسئولانی داریم که تشنه قدرت نباشند! اصلاً سیاست یعنی هنر کسب قدرت به هر شیوه و وسیله ای. خدا رحمت کند ماکیاولی را! و دراین وانفسائی که جنگ قدرت بین مسئولین تشدید شده است و هر یک ابائی هم ندارد که برای پیشبرد مقاصد خویش چوب حراج به منافع و امنیت ملی ایران زند خدا به داد ملت شریف ایران برسد خدا این ملت و سرزمین را حفظ کند. مسئولین که ظاهرا فکر منافع و امنیت ملی نیستند. تمامیت ارضی هم در نظر آنان ظاهراً حفظ تمامیت تهران هست و قم. مردم شما دعا کنید که همه دولتمردان ما عاقبت به خیر شوند. هرچند که در این وانفسا هم : الناس علی دین ملوکهم!
روزگار غریبی است نازنین .............!

آقاي رحمانيان بنوبه خودم از حضورشماتشكر ميكنم.
از مطالبتون سود بردم.
من صبر كردم آقا مهران خودشون جواب شما را بدهند ولي ظاهرا پيداشون نيست!

مهمون:

سلام...آقا مهرداد ..ما پیدایمان شد!!!هر چند عمریست گمیم!!! با تشکر از آقای رحمانیان گرامی وآقای محمد رضای عزیز...آقا محمد رضا...وقتی حب قدرت میگیردت اگر هم برادر بشوی..مدعی رهبریتی!!!(معنای اخ القائد..میشود برادری که رهبر است!!!)شاه هم در اوج تظاهرات امد وبیانیه خواند که...صدای شما را شنیدم...اما کفاف نداد...به قول شاعر..و ناگهان چه زود..دیر میشود...اقای رحمانیان عزیز...ان تظاهر کنندگان طرفدار قذافی نبودند...طرفدار منافع خودشان بودند!!! ای کاش امثال قذافی ورئیس جمهور خودمان جناب احمدی نژاد متوجه بودند که اینها که دنبالشان میدوند...برای دادن نامه وگرفتن چیزی هستند...نه مثل انزمانها که اکثریت مردم حاضر بودند جانشان را برای امام بدهند...به قولی لشکر امام حسین سی هزار نفر بود وروز نبرد 72 نفر ماندند...و فقط میتوان گفت...والعصر..ان الانسان لفی خسر...ارادتمند همه هستیم...یا علی

خوشحالم آقا مهران از پيدا شدن حضورت!
ممنوون

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ است که در تاریخ ۲ آبان ۱۳۹۰ ۱:۲۹ قֽظֽ ارسال شده است.

:نوشته قبلی لزوم وجود صنایع تبدیلی و بسته بندی محصولات کشاورزی در جهرم

:نوشته بعدی هين سخن تازه بگو!

در صفحه اصلی با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.