صفحه اصلی

اندیشه آرشیو

۱۷ مهر ۱۳۸۸

سير جوامع مذهبي

 نوشته زیر نوشته دوست بسیار عزیزمان فتاح رامشخواه است که گاه به گاه یاداشت هایی بصورت پیامک برای من می فرستد با تشکر و آرزوی بهترین های برای او .

------------------------------------------------------------------------------------------ 

اگربخواهم سير جوامع مذهبي به ويژه ايران را ترسيم كنم به صورت زير است :

پيامبرمحوري يا امام محوري متن محوري وخردمحوري كه دراغازان هستيم.اغاز خردمحوري باشك وترديد ونيز جستجوي هويت ، هويتي كه تاريخي است همراه است.وترديد درمباني شناختي انسان بطور مداومومستمر است . خردمحوري بواقع مفهومي جز انديشه محوري ،معناي ديگري ندارد انديشه اي كه مبتني بر گمانه زني وفرضيه ازمون وخطا وترديددرمباني شناختي انسان است.بعبارت ساده تر انديشه محوري هرعرصه اي رامي كاودبلكه مورد حمله قرارميدهدميتوان گفت درانديشه محوري نخستين پيشتازان روشنفكرانندكه سرانجام ان عرصه را به علم درمعناي ساينس وامينهند شايد بتوان هنرمندان را  پیشتازان اندیشه محوری دانست و این فقط بخاطر بینش شهودی آنان استدرعصرمتن محوري اين متن مقدس است كه مرزهاي انديشه راتعيين ونميگذارد انديشه پا راازان مرزها فراترنهد.اما درانديشه محوري اين  متن است كه حدش توسط انديشه تعيين ميشود

به بيان ساده درانديشه محوري متن بعنوان امري مقدس واسماني تابع ودنباله روامري زميني و نامقدس ميشود.

ادامه "سير جوامع مذهبي" »

۱۱ شهریور ۱۳۸۹

تمثیل غار افلاتون

افلاتون، فیلسوف بزرگ یونانی در کتاب هفتم از کتاب جمهوری خود، تمثیلی را بیان می‌کند که صرف‌نظر از نتیجه‌ای که خود می‌گیرد منشا بسیاری نتایج دیگر طی قرون پس از افلاتون شده است. آن‌چه در تمثیل آمده را نقل به مضمون می‌کنم:

 

مردمانی را در نظر بگیرید که در غاری زندانی‌اند. این مردم از آغاز طفولیت در این مکان بوده‌اند و پا و گردن آنان با زنجیر چنان بسته شده که امکان حرکت و یا این‌که سر خود را به پشت بگردانند ندارند. پشت سر آنان نور آتشی بر فراز یک بلندی از دور می‌درخشد. بین آتش و زندانیان جاده‌ی مرتفعی‌ست که دیواری در طول آن کشیده شده، و باربرانی مشغول حمل اشیایی به شکل انسان و حیوان از جنس سنگ و چوب هستند. بعضی از این باربران ساکت و بعضی با هم در حال صحبت کردنند. سایه‌ی این باربران و اشیایی که حمل می‌کنند بر دیوار غار، مقابل این زندانیان می‌افتد. زندانیان چنان تصور می کنند که تصاویر اشیا همان حقیقت خود اشیاست. حال اگر یکی از این مردمان بتواند زنجیر خود را باز کند، و به بیرون غار برود، در ابتدا نور آفتاب چشمان او را خواهد آزرد و سپس وقتی با حقیقت اشیا آشنا شود، او سرگردان شده ابتدا فکر می‌کند چیزهایی که تاکنون می‌دیده حقیقت اشیاست نه آن‌چه اکنون می‌بیند. او به‌تدریج متوجه حقیقت شده و تلاش خواهد کرد یاران زندانی خود را از حقیقت آگاه کند. اما او در ابتدا مورد استهزاء یاران سابق خود قرار خواهد گرفت و چه بسا که حتی اگر بتوانند جان او را هم بگیرند.

غار افلاتون

آن‌چه گفتم خلاصه‌ای بود از اصل ماجرا، اما افلاتون در نهایت چند نتیجه را از این تمثیل می‌گیرد. یکی این‌که فرض کنیم زندانیان بین خود جوایزی دارند برای کسانی که ترتیب و توالی سایه‌ها یا صداهای مربوط به آنان را درست حدس بزنند. در این صورت آن انسان که از زنجیر رها شده چون به روشنایی و نور رسیده، دیگر این جایزه برای او ارزشی ندارد. او به حقیقتی ژرف‌تر دست‌یافته. به نقل افلاتون از هومر: «صدبار ترجیح خواهد داد که خادم روستایی فقیر شود و به همه‌ی سختی‌ها تن در دهد به شرطی که دیگر توهمات و طرز پیشین زندگی وی تجدید نشود».
دومین نتیجه‌ای که افلاتون می‌گیرد در انتخاب شخص مناسب برای حکومت است، او این‌جا آن مرد رها شده از زنجیر را کنایه از فیلسوف می‌گیرد و می‌گوید او شخصی است مناسب حال حکومت.
نتیجه‌ی سوم او مهم‌تر است، غار را نمادی از این دنیا می‌داند که ما انسان‌ها زندانیان آن هستیم و تنها عده‌ی اندکی از ما شاید امکان این‌را داشته باشند که زنجیر بگسلند و به رهایی برسند عالم حقیقت را تجربه کنند. در تهایت آن دنیا را، آن جهان دیگر را سراسر خیر می‌داند.
و در نهایت بحث تربیت را پیش می‌کشد و می‌گوید تربیت در واقع معطوف کردن توجه انسان‌هاست به سوی حقیقت و روشنایی و یا همان جهان خیر.

بسیار خلاصه در باب غار گفتم، اما منظور من از نوشتن این مطلب این بود که دوستان چند باری آن‌را مطالعه کنند و مورد مداقه قرار دهند. نکات مثبت و منفی‌ای که از این تمثیل به ذهنتان می‌رسد را بگویید. در مطالب آینده به بحث در مورد نتایجی که از این تمثیل در زندگی انسان‌ها پدید آمد، اشاره خواهم کرد.

 

ادامه "تمثیل غار افلاتون" »

درباره اندیشه

این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته اندیشه ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

دسته بعدی کتاب است.

دسته قبلی جهرم و منطقه می باشد.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.