صفحه اصلی

دین و سیاست آرشیو

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

اخراجی ها

سال پیروزی انقلاب اولین سال دوره متوسطه من در دبیرستان اسلامی به مدیریت مرحوم دهدشتی و جناب اقای بخشی بود.تصاویر تلویزیونی ان زمان و حال وهوای شهر جهرم با پلاکاردها و نوع شعارهایی که داده میشد نشان میداد دور و بر هسته اصلی انقلاب لایه های گوناگون خود را یافته و حد اقل هر یک بخشی از ارمانهای خویش را در ان می دیدند.روزها و ماهها و سالها میگذشت.برخی رفتند و برخی رانده شدند. نمیدانم کسانی پیدا میشوند فیلم اخراجی های 2 و3 و4....را بسازند؟؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶

قدرتمندان دین و سیاست

چندی پیش از خانم فروغ جهانبخش استاد یار مطالعات اسلامی در دانشگاه کلوبین کانادا در وصف فضل الرحمان متفکر مسلمان نوگرای پاکستانی خواندم که جالب بود.وی می گوید: به نظر من در مجموع سرگذشت فضل الرحمان نمونه ای است از سرگذشت روشنفکران مسلمانی که گرفتار غضب دو جانبه " قدرتمندان دینی " و " قدرتمندان سیاسی " قرار میگیرند.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶

پول، فکر ،دین، انقلاب

پول از منابع قدرت است و حذف رقیب از خاصیت قدرت .آنکس که مخالف حضور سرمایه است در تلاش برای حفظ حیطه قدرت خویش و خالی بودنش از رقیب است. ؟!
اینکه شعارها و آرمانهای ابتدای انقلاب در ارتباط با سرمایه دار ستیزی و حذف غیر مذهبیان –مذهب به روایت فاتحان- ریشه ای دینی یا ایدئولوژیک –چپی یا راستی-داشته است موضوع بحث نیست.اما نگاه به توده انقلابیون و مردم که نقش نیروی

ادامه "پول، فکر ،دین، انقلاب" »

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶

حس عدالت

در درون همه ما یک حس ازادگی و عدالت خواهی است.در این کلام حرفی نیست که این حس برای تاثیر خارجی نیاز به منطق و مصلحت سنجی دارد.اما مصیبت نیز از همین جا شروع میشود بعد از مدتی دیگر خبری از ان ارمانها نیست.احساسات پاک به گوشه ای میخزد و فقط محافظه کاری میماند و قبرستانی از ارزوهایی که زمانی سر اغاز حیات ما بود.

ادامه "حس عدالت" »

۲ خرداد ۱۳۸۶

فال نیک

دوم و سوم خرداد ماه هر یک برای من یاد اور خاطرات زیادی است.تقارن ایندو را به فال نیک میگیرم و همین را بهانه ای  میکنم برای یادداشت امروز خویش.فراگیر بودن افکار و اندیشه هایی که در دوم خرداد مطرح شد و سیل عظیم جوانانی که بخشی از هویت خویش را در این حرکت جدید میدیدند موجب شده بود طیف وسیعی از گروههای مختلف مردم ایران در این

ادامه "فال نیک" »

۱۵ تیر ۱۳۸۶

دین و انسان

یکی از دوستان قدیمی در سفری که چند روز پیش به جهرم داشتم سوالی از نوشته قبلی من با عنوان" زمین دیگری" کرد که به نظرم رسید خوب است ریشه ان بحث را کاملتر بیان کنم.شکی نیست که  ادیان و پیامبران وکتابهای اسمانی برای هدایت انسان امده اند.اما گاه در دید مومنین طوری به انسان نگاه میشود که گویی هدف ان است که انها وسیله ای باشند برای رونق دین خدا.این گروه وقتی انسان خطا کاری را میبینند بیشتر ناراحتی ایشان بخاطر زیر پا گذاشتن احکام خداست تا  دلسوزی برای خود فرد خطا کار.انچه من از روش انبیا در قران کریم جمع اوری کرده ام و در  چندین بحث در جلسه ای در تهران ارایه دادم این است که سیره ان بزگوران  خلاف این امر است.در ایات مختلفی میبینیم خداوند از دلسوزی زیاد و حرص فراوان پیامبر گرامی از عدم هدایت انسانها سخن گفته اما من هیچ جا ندیدم غصه خدا و دین او را بخورد.هر جا غصه ای است اندوه بر بی خدایی و بی دینی انسان هاست.گویی عده ای دغدغه بازار کسادی خدا را دارند با ان که میدانند همه زحمت انبیا برای هدایت انسان بوده است و خداوند بارها در قران کریم به زبانهای مختلف ازعبادت و هدایت مخلوقات اظهار بی نیازی کرده.

۲۴ تیر ۱۳۸۶

یادش بخیر

 یکی از اهداف انبیا همانگونه که امیر مومنان در نهج البلاغه فرموده اند باروری عقول انسانها بوده است. همان حضرت در وصف اصحاب رسول خدا دارند که:  "حملوا بصائرهم علی اسیافهم ".یعنی انها بر سر شمشیرهای خویش اگاهی و بصیرت حمل میکردند.وقتی فرزند رسول خدا جناب ابراهیم از دنیا رفتند و پیامبر اکرم(ص)  باهمراهی مسلمانان  وی را در قبرستان بقیع دفن کرد خورشید گرفت  عده ای گفتند خورشید نیز در غم ابراهیم عزادار شد. عجب صحنه جالبی جای برخی شعرای ما و اصلا خود ما خالی که اگر بودیم چه میگفتیم. محمد (ص) اگر رهبری  دنیایی بود خود و اطرافیانش بهترین استفاده های تبلیغی را از این حادثه میکردند و یا حد اقل سکوت میکردند و چیزی  نمی گفتند. اما رسول خدا همان جا جلوی خرافه و انحراف  را گرفتند.و فر مودند :خورشید و ماه برای خود مسیر حرکتی دارند وبه تعبیری این امور طبیعی است ربطی به فوت فرزند من ندارد .یا زمانی که حضرت امیر (ع) به شهر انبار ایران امدند و نحوه استقبال و دویدن انها را در پشت سر خویش دیدند و شنیدیند که این  رسم ایرانیان برای استقبال از پادشاهان خویش است ایشان را باز داشتند و این عمل را موجب تحقیرانها  دانستند.غرض از این گفته ها ان که از شعارهای انقلاب ما استقلال و ازادی بود .هنوز صدای گرم و پر از هیجان استاد بزرگوارم مرحوم اقای ایت اللهی رحمه الله علیه در گوشم طنین افکن است که چطور با استناد به  خطبه های حضرت پیام راستین را بر دل و جان ما  مینشاندند و من همیشه به دنبال مصادیق ان میگشتم و میگردم. قرار بود در پرتوی دین انسانهای ازاد و ازاده ساخته شوند.قرار بود نامه مالک اشتر میزان عمل باشد.من  ترویج بت پرستی را در زمان شاه دیده بودم.تا پنجم دبستان مشهد بودم و میدیدم که چطور سالی چند بار برای شاه و همسرش وفرزندش مردم در خیابانها جمع میشوند و ما را از مدرسه پرچم بدست در  استقبال از شاه حاضر میکردند.کجاست پیامبری که عقول ما را بارور سازد و احساسات  را کنترل کرده  و ان را جهت بخشد و سوء استفاده نکند.کجاست امیر المومنینی که به کرامت انسان احترام گذارد و رسم حریت بیاموزد.برای من همه انها افسانه شده است ای کاش کسی پیدا میشد حد اقل همان افسانه  ها را برایم می خواند.حال که چشم هایم محروم از دیدن است کاش گوش هایم محروم از شنیدن نبود.اما گویی دیگر حرفش را هم نمی زنند.یادش بخیر...

ادامه "یادش بخیر" »

۲۴ شهریور ۱۳۸۶

درس قران

سلام
انقلاب که شد سن زیادی نداشتم اما به خوبی یادم می آید جلسات مملو از جمعیت  و مساجد پر ازنمازگزار .مساجدی بودند که هرگز پیش ازآن این جمعیت ها را در خود ندیده بودند.
.  امامزاده ابراهیم جلسات درس و جمعیت مملو آنرا بخاطر می آورید که برای کودکان و نوجوانان ترتیب می یافت ؟ فکر می کنم  با عنوان درس هایی از قران به سبک درس های آقای قرائتی و معلمش هم شیخی توحیدی نام بود .خلاصه زمان زمان رونق این جلسات بود . در تلوزیون هم آقای قرائتی درس هایی از قران میداد  و همینطور آقای راستگو که با ذوق خاصی که داشت در برنامه کودک با بازی با کلمات درس دین و قران میداد .همین ماه رمضان با دیدن برنامه درس هایی از قران آقای قرائتی به این فکرکردم  برنامه ای بوده است بدون تعطیلی و این آقای قرائتی هر چند با مقامات و مناصبی که حول و حوش همین قضیه داشته است همچنان معلم درس هایی ازقران مانده است.

لینک مرتبط:  پای منبر شیشه ای (گزارش خوبیه حتما بخونید.)

ادامه "درس قران" »

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

حکیم مسجد کوفه .....

تاریخ را واحه هایی است......

    افلاطون نشسته  در زیر سایبانی سخن می گفت _رواق_ پیری  شاد  آرام متبسم و  4 زانو .....  شاگرد تراشگر ایده های سقراط .فلسفه روندگان را ارسطو درس میداد به گاه گام زنی _ مشاء _ با شاگردان .........علی .... پارسایی که در محرابش به خون غلطید ... حاکمی بی دارالحکومه و پیشوای شهر شهیری که شهرت مردمانش پشت کردن به منتخبان خودو اقتدا به بادهای موسمی است که باری به هر جهت از شش سوی شام سیاست تردید تزویر زر زور تهدید تحمیق و.....می وزند . پیشوای شهری بنام کوفه .....................حکیمی ایستاده برمنبر مسجد کوفه که رسا اماناخشنود از اجباربه شکستن سکوت درچامه جنگاوری بازگشته ازجنگ که رو به جنگ دارد _ این تصویری است که همیشه از امام علی در ذهن داشته ام ._ ...........علی اما داستان دیگری است ......................... او حکیمی است آشنا با حکمت حکومت داری در جایگاه خلیفه و دستانش به همان اندازه آشنای قلم که انیس قبضه شمشیروانگشتش مزین به مهر خاتم خلیفه مسلمین  امیر مومنین که درباره ایمان به  مجالی فراخ گفتاری خواهم نوشت در آتیه ........و 17 اردیبهشت فرصتی دست داد تا به بهانه سخنرانی در همایش علی جایی همین نزدیکی در دانشگاه قم شنونده سخن حضرتش باشم .... 

 گزارش همایش .................

 استاد صدرالحفاظ آرزومیکرد : کاش بچه مسلمانی دستگاهی را اختراع کند که صدای علی را در مسجد کوفه بشنویم ................مرحوم استاد محمد تقی جعفری درپایان  نماهنگی که پیش از پخش از سیما در همایش اکران می شد به لهجه شیرین ماندگار  نیمه فارسی و نیمه آذری اش بیتی از مولوی به آواز می خواند و استاد کریم فیضی مولف آثار متعدد در زمینه نهج البلاغه و سازنده نماهنگ و نماینده خانواده استاد فقید در همایش در سخنرانی کمتر از 2 دقیقه علی را نظم نامید و از بی نظمی که گویی روی سخنش مسیر عبور  کاروانی بود که با ونی از میدان انقلاب به همراه او  شروع به  حرکت کرده بود  و در رباط جمعی بر آن افزوده بودند و با توقف و تاخیر ساعت برگزاری همایش را از 3 به 4 بعد از ظهر کشانده بودند.................قرائت پیامی از طرف فرزند شادروان  دکتر شهیدی سید جلیل القدر قلمزنان معاصرفارسی زبان  تاریخ اسلام خطاب به همایش که علاوه بر  تشکری از تشکل برگزار کننده حاوی  تعریضی عتاب گونه  و در لفافه  به مصاحبه های  اخیر دکتر سروش  بود  با پخش فیلمی از مصاحبه استاد در سفر حج همراهی شد  ....................آیه الله دین پرور داور بین المللی مسابقات نهج البلاغه و صاحب تالیفات متعدد بعنوان اولین سخنران همایش در گفتاری کوتاه با استناد به حدیثی به  پیش بینی های علمی امام از حضور حیات بر سیارات دیگر اشاره  داشت حدیثی که به گروش فرد شنونده غیر مسلمان در 80 سال پیش به اسلام انجامیده بود.......... 

سخنرانی من ............ 

خودشناسی پیش درآمدی بر شناخت امام علی و نهج البلاغه -         برای شناخت انسان های  بزرگ و به طور کلی هر نوع شناختی نیازمند سطحی از خودشناسی هستیم .-         خودشناسی مد نظر من خودشناسی فلسفی نیست بلکه خودشناسی ملموس و داشتن ارتباط صمیمانه با خود است مثلا چرا خشمگین میشویم چرا نمیتوانیم در کلاس پرسش خود را از استاد مطرح کنیم یا دلیل کشش یا نفرت من از فلان فرد چیست .-         با شروع فرایند خودشناسی درمی یابیم که در شناخت موضوعات مد نظر با محدودیت هایی روبرو هستیم ذهن زبان و تاریخ بخشی از محدودیتهای شناختی  ما هستند.-         با مروری به آثارمطرح  منتشر شده  در زمینه امام علی متوجه می شویم امام علی معرفی شده در هر اثر  با دیگری متفاوت است امام علی مرحوم دکتر شریعتی روحی اسیر غربت و درمند دارای نوستالژیای رهایی از قفس ارواح کوچک دوروبر اوست که ازشناخت و درک  او عاجزند _ دقت کنید دکتر شریعتی دقیقا از نوستالژیای زندگی در جامعه استبدادی پهلوی و جهان بیگانه با  اوی غرب شدید رنج می برد _  . امام علی استاد محمدتقی جعفری حکیمی است که در پی ساختن دنیایی معقول و به زبان استاد حیات معقول است _ استاد در دوران زندگی از ناراحتی های روحی و عصبی رنج میبرد_ . امام علی جرج جرداق و جرجی زیدان سنخیتی با روح مسیحی  عرب و مشی نویسندگی آنها دارد ......................

 حاشیه های شیرین................. 

تماسی تلفنی با فتاح در باب مفهوم قلب در معارف اسلامی و بهره بری از دانش قابل ملاحظه ایشان در زمینه متون دینی ....و گپی دوستانه و سرشار ازخنده با دکتر صفرپور که هر دوی تماس در پذیرش پیشنهاد سخنرانی و روند کار تاثیر فوق العاده داشت ...................هدیه همایش کتابی بود از آیه ا... صافی گلپایگانی که به حضرت مبارک قنبر غلام علی  تقدیم شده بود  با معرقی نفیس   از اسامی متبرک اهل بیت که بی احتساب ارزش معنوی اش چندان ذی قیمت نبود..........................بچه های رباط سنگ تمام گذاشتند سیدجواد که همه کاره همایش بود مجتبی صاحبدل که کمکی  اهل دل نیز هست مجری برنامه بود و پیش ازپخش سرود ملی  شماره سال زرتشتی ایرانیان  را نیز اعلان نمود میثم هم  در شروع با پوشش لباس عربی و روبنده سبز در  شمایل  امام علی و همراهی آوایی دلنشین که از بلندگو پخش می شد و ترجمان سفارش پایانی _ وصیت _ امام به فرزندش بود فاصله درب ورودی سالن تا سن را پیمود...........سیاره ما _ منظور همان سواری خودمان _ ونی بود سفید رنگ در شکل و شمایل یک آمبولانس که من بر صندلی جلو نشسته بودم  استاد فیضی پشت سر من و بچه های رباط ردیف آخر که در برگشت از فیض مصاحبت استاد فیضی  محروم بودیم هر چند در رفت نیز سکوت ایشان جز به اشارت دستی برای بستن دریچه درب ماشین شکسته نشد.........................................دستاورد مادی من در سخنرانی ها عموما سردرد آمیخته به تهوعی است که تا مرز استفراغ می رود _و اینبار به یمن سوراخ بودن نایلون زباله تا  شلوار و کف پوش لاستیکی  ماشین امتداد یافت و بزور هزینه کارواش را به راننده دادم که این پول برکت دارد_  .......... به اضافه مسافرت نیم روزه در نیم روز گرمی که برق آفتاب اتوبانش چشم را میزد .............وناهاری  که  رانی گرم شده به اتفاق تی تاپی  بود................... 

 پرسش و پاسخی که برگزار نشد.......................... 

از آنجا که احتمال پرسش و پاسخ و انتظار بحث درباره آراء دکتر سروش می رفت و علیرغم مخالفت همسرم به شرکت در پرسش و پاسخ تصمیم داشتم جمعبندی  کوتاهی از نقطه نظرات ارایه شده در این زمینه به دانشجویان منتقل کنم -شخصیت دکتر سروش --با توجه به این همایش و حکمت مشهور امام علی که می فرماید" چه می گوید مهمتر از که می گوید است ما قال  به جای من قال" بهتر است از داوری درباره اشخاص و شخصیتها خودداری نماییم اگر چه برخی با اشاره به اظهار نظرهای دکتر سروش درباره اشخاصی چون دکتر نصر یا صادق زیبا کلام و منتقدین خود او را دارای ضعف اخلاقی چون انتقاد ناپذیری یا خودبزرگ بینی می بینند و برخی با اشاره به طرح موضوعات حساس و پر خطر و چالش برانگیز _ از نظر حاکمیت سنت و جامعه روشنفکری دینی _  از طرف ایشان وی را برخوردار از سطح بسیار بالای شجاعت در عین خردمندی می بینند که بر ضعف های ایشان برتری دارد ............_محتوای آراء دکتر سروشبرخی آراء ایشان را بسیار ابتدایی و فاقد نکات نو می بینند که از صدر اسلام مطرح و در آثار فلسفی پیشینیان موضوعاتی کاملا بدیهی شناخته میشود و تنها ایشان این مطالب فنی را به سطح خرد عامه کشانده است برخی دیگر با اشاره به مبانی فلسفی دکتر سروش که ریشه در مدرنیته داردمعتقدند شکل موضوعات اگر چه شبیه به همان مطالب پیشینیان است  اما ایشان با مبانی نوینی آنها را طرح می کند ونه تنها نو محسوب می شود بلکه بدون شناخت این مبانی _ مدرنیته _ شناخت آثار ایشان ممکن نیست ._ارزش یا تاثیر اجتماعی آراء دکتر سروش --برخی منفی و تخریب کننده ایمان سنتی  مردم آن هم در شرایط نگران کننده  اخلاقی و اقتصادی جامعه  که مردم به این ایمان به عنوان یک تکیه گاه یا سرپناه نیازمندند.--برخی معتقدند جامعه ما  بدلیل تعارضاتی که در سخنان و کردار واعظان شهر_ که حاکمان بر جان و مال و سیاست  و ناموس جامعه نیز هستند _ یافته اند ایمان سنتی خود را به گونه ای از دست داده اند که قابل باز سازی نیست و به ایمان جدیدی نیازمندند که با عبور ازسنت و تحقق رنسانس در جامعه ایرانی محقق میشود و شروع آن با نقد سنت و متون مقدس می باشد کاری که دکتر سروش هنرمندانه و در کمال استادی در پی آن است  البته منتقدان سنتی دکتر سروش باور دارند که آثار ایشان همیشه  تازگی نشاطی و پویایی ارزشمندی  را به جامعه تفکر دینی بخشیده است . 

یک تامل فلسفی ................ 

این همایش باعث شد به مطالعه کتاب هدیه داده شده بپردازم که به استدلال های فلسفی در باب وجود خدا در نهج البلاغه پرداخته بود می توان از مهمترین برهان های مورد استناد امام علی را برهان نظم خواند که چنانکه میدانید برهان نظم و علیت دارای این نارسایی فلسفی هستند که توحید و کمال یا مطلقیت صفات خداوند یا خدای طرح شده در مذهب را اثبات نمی کنند.اما از استدلال قابل تامل تر استدلالی است که می توان آن را استدلال شخصی نامید که بواسطه آن امری برای فردی اثبات می گردد _ علیرغم نبود پشتوانه های فلسفی _ که عموما  ایجاد ایمان ریشه در همین امر دارد امام علی نقض غرض  انصراف از تصمیم ها و باز شدن گره مشکلات را از دلایل خداوند می بیند همه ما مسلم چنین تجربه ای را داریم که بر مبنای اتفاق خاصی که از ذهن ما نمیتواند تصادفی تلقی شود و برای دیگری ممکن است کاملا بدیهی باشد به حقیقتی بنام خداوند و معنایی فراتر از ماده پی میبریم . که چنانکه گفتم "درباره ایمان به  مجالی فراخ گفتاری خواهم نوشت در آتیه".......                                                                                         بعدازظهر          27/2/1387                                                                                        ذبیح اله رامش خواه          

 

ادامه "حکیم مسجد کوفه ....." »

درباره دین و سیاست

این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته دین و سیاست ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

دسته بعدی جامعه است.

دسته قبلی زندگی می باشد.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.