|  خانه |  ورود اعضاء |  آرشيو   |   تماس با ما درباره وبلاگ |

« پاییز | صفحه اصلی | میمیری اگر... »

مولانا

آن نفسي که با خودي ، بسته‌ي ابر غصه‌ي
وان نفسي که بي‌خودي، مه به کنار ايدت
آن نفسي که با خودي ، همچو خزان فسرده‌ي
 وان نفسي که بي‌خودي ، دي چو بهار ايدت
جمله‌ي بي‌قراري‌ات از طلب ِ قرار توست
ورنه همه مرادها ، همچو نثار آيدت
****           
چه تدبيري مسلمانان که من خود را نمي‌دانم
 نه ترسا و يهوديم، نه گبرم نه مسلمانم
نه شرقيم نه غربيم نه بريم نه بحريم
نه ارکان طبيعيم، نه از افلاک گردانم
 
 
************ 
+ بشنو از نی چون حکایت می‌کند
+ زندگینامه مولانا
+ نحوه سروده شدن مثنوی
+سایت "سال بزرگ داشت مولانا"
+پایگاه خبری مولانا نیوز
+غيبت سروش و... در همايش مولوي پژوهي

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.weblog.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/295

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در ۷ آبان ۱۳۸۶ ۴:۲۶ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ پاییز بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ میمیری اگر... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.