« مولانا | صفحه اصلی | زمستان »
به آرامی آغاز به مردن می کنی......اگر سفر نکنی ...اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ...اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن میکنی...زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند...به آرامی آغاز به مردن میکنی ...اگر برده عادات خود شوی، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، ...یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...اگر از شور و حرارت،... از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند ...
و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی... تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی ...ا
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی... اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی.... امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن!... امروز کاری بکن! نگذار که به آرامی بمیری ... شادی را فراموش نکن
در ۲۶ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۳۲ قֽظֽ توسط مهرداد موحد ارسال شده | لینک ثابت
آدرس دنبالک برای این نوشته:http://www.weblog.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/301
نام:
آدرس ایمیل:
آدرس وب سایت:
اطلاعات مرا به خاطر داشته باش
نظرات: (برای نگارش می توانید از کد های اچ.تی.ام.ال استفاده کنید)
این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در ۲۶ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۳۲ قֽظֽ ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این وبلاگ مولانا بوده است.
ارسال بعدی این وبلاگ زمستان است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.